به گزارش پایگاه خبری عدل البرز به نقل از خبرگزاری تسنیم ، با گذشت پنج سال از شهادت فرماندهان نصر، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شهید ابومهدی المهندس، فرمانده الحشدالشعبی عراق و جمعی از یاران وفادار ایشان در عملیات تروریستی فرودگاه بغداد، یاد و خاطره این شهدای والامقام همچنان در اذهان بسیاری از دوستداران ایشان در داخل و خارج از جغرافیای مقاومت زنده و جاودان است.
در این بین سالها حضور مستقیم دومین فرمانده سپاه قدس در میدان های نبرد با اشغالگران آمریکایی و سپس مبارزه با گروهکهای تروریستی و تکفیری در کنار شهید ابومهدی المهندس سبب شده تا بسیاری از چهرههای برجسته سیاسی، امنیتی و نظامی عراق، تجربه همراهی و بهرهمندی از مشورتها و نظرات سازنده این فرماندهان شجاع، مبتکر و مدبر را داشته باشند.
بسیاری از چهرههای برجسته نظامی و امنیتی عراق با اشاره به نقش سردار سلیمانی در مواجهه با حضور نظامی آمریکا در عراق پس از سرنگونی رژیم صدام حسین و بعد از آن پیریزی بنیانهای اولیه یک دولت قوی و مستقل در این کشور، از ایشان به عنوان یکی از چهرههای پیشران در تاسیس نظام سیاسی جدید عراق در سالهای پس از اشغال و شکلگیری نهادهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی این کشور یاد میکنند.
نقش آفرینی سردار سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در تحولات سیاسی عراق به همین جا محدود نشد و این دو همزمان با توطئه مشترک کشورهای غربی و برخی از کشورهای عربی منطقه به منظور سرنگونی دولت مستقل عراق، با بسیج و سازماندهی خیل عظیم نیروهای الحشدالشعبی در روزهای سراسر بحران عراق و با اتکا به فتوای مرجعیت عالی نجف، آیتالله العظمی سید علی سیستانی توانستند این کشور را از ورطه سقوط در دامان گروه های تروریست تکفیری و سلفی برهانند.
در همین راستا خبرگزاری تسنیم در گفتگویی اختصاصی با یاسر حسین العیساوی (حاج ابوعامر العیساوی)، معاون رئیس ستاد الحشدالشعبی به بازخوانی خاطرات ۲۰ سال همراهی این فرمانده مقاومت عراق با شهیدان حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس پرداخته است.
حاج ابوعامر العیساوی، علاوه بر مشارکت جدی در هستههای اولیه مقاومت عراق در سالهای اشغال نظامی این کشور توسط نظامیان آمریکایی پس از سال ۲۰۰۳ در بسیاری از جبهههای نبرد با گروهکهای تکفیری و تروریست در مناطق مختلف عراق و سوریه حاضر بوده است. وی در این گفتگو به تشریح بخشی از خاطرات خود از نحوه آشنایی با سردار سلیمانی، تحولات مهم مقاومت اسلامی عراق در زمان سقوط موصل و حضور در جبهههای نبرد با گروههای تروریست و تکفیری در سوریه به ویژه فوعه و کفریا در کنار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی میپردازد.
حاج ابوعامر العیساوی: بسمالله الرحمن الرحیم؛ این نکات را برای ثبت در تاریخ بیان میکنم. اگر فتوای مبارک مرجعیت نجف حضرت «آیه الله سیستانی» (حفظه الله) نبود، نه دولت عراق و نه گروههای مقاومت نمیتوانستند داعش را از بین ببرند. گروههای مقاومت که از دو ماه قبل فعالیت میکردند و حتی دولت عراق هم با تمام نهادهای امنیتیاش نمیتوانست جلوی پیشروی عناصر تروریستی داعش را بگیرد؛ چون وضعیت امنیتی بدی حاکم بود و نهادهای امنیتی در وضعیت روحی بسیار بدی قرار داشتند. ما تواناییهای نظامی بالایی داشتیم؛ اما اگر فتوای مرجعیت نبود که دهها هزار جوان برای دفاع از خاک عراق و مردم عراق قیام کردند، با مشکلات زیادی مواجه شدیم.
در درجه اول، سازماندهی هزاران و دهها هزار جوان داوطلب در قالب تیپ، هنگ و تقسیمبندی اداری و عملیاتی کار آسانی نیست. در آن مقطع حدود یکصد هزار نفر داوطلب وجود داشت. چگونه میتوانید یکصد هزار نفر را یک شبه سازماندهی کنید؟ این مسئله نیازمند توانایی و ذهنیت مدیریتی و در مواجهه با مسائلی همچون شهدا، مجروحین، حمایت تسلیحاتی، تدارکاتی، اطلاعاتی و بسیاری مسائل دیگر مانند آموزش نیروها است.
علاوه بر این نیروهای داوطلب در درجه اول از لحاظ فکری، سطح ایدئولوژیک و از حیث سنی با هم تفاوت دارند. برخی نفرات جوان و برخی دیگر سالخورده بودند. گرایشهای مختلف و سایر موضوعات اختلافاتی همچون سطح تمرین و آموزش، سطح آمادگی جسمانی، سطح انضباط، سطح آگاهی بسیار متفاوت بود. ما در مورد یکصد هزار نیرو و بلکه بیشتر صحبت میکنیم.
تسنیم: و در چندین نقطه و منطقه از خاک عراق، نه در یک جا…
حاج ابوعامر العیساوی: دقیقاً و البته وسعت جغرافیایی بالایی که وجود داشت. جبهه نبرد ما از استان دیاله تا کرکوک و تا صلاحالدین و از آنجا تا الانبار و حومه بغداد امتداد داشت. گستره جبهه درگیری تقریباً بیش از ۸۰۰ یا ۹۰۰ کیلومتر بود.
تسنیم: شما مأموریت داشتید که این سنگر را نگه دارید؟
حاج ابوعامر العیساوی: بله، باید این سنگر را حفظ میکردیم.
تسنیم: و علاوه بر آن ماموریت سازماندهی این تعداد داوطلب را عهده دار بودید؟
حاج ابوعامر العیساوی: بله، و سازماندهی این تعداد نیرو.
تسنیم: چشمانداز حاج قاسم برای آینده این یکصد هزار جوان داوطلب چه بود؟ آیا ایشان قصد داشت آنها را در قالب کمیتهای تجمیع کنند؟
حاج ابوعامر العیساوی: اینجا نقش ابومهدی المهندس به درستی انجام شد. من یکی از این افراد بودم. به عنوان مثال من یکی از آن افراد هستم. همه تصمیمات دست من نیست. ما همان کاری را کردیم که با اشغالگران آمریکایی کردیم. گروههای مقاومت مستقلاً فعالیت میکنند. اما در اینجا نقش ابومهدی المهندس برجسته شد. اگر ابو مهدی المهندس نبود، الحشد الشعبی هم وجود نداشت. ابومهدی المهندس همان کسی است که الحشد الشعبی را بنیان نهاد. ایشان کسی بود که الحشد را به عنوان یک نهاد دولتی یکپارچه تأسیس کرد و نه گروههای مسلح که فقط مقاومت میکنند.
تسنیم: قبل از اینکه به این مبحث بپردازیم، انتخاب حاج ابومهدی المهندس آیا یک تصمیم از سمت دولت بود یا فرماندهان گروههای مقاومت، ابومهدی المهندس را انتخاب کردند؟ یا حاج قاسم سلیمانی بود که او را برای این سازمان (الحشد الشعبی) انتخاب کردند؟
حاج ابوعامر العیساوی: در میان رهبران مقاومت، حاج ابومهدی المهندس سرآمدتر بود.
تسنیم: ایشان در آن دوره حضور داشتند، اما عنوان مشخصی نداشتند
حاج ابوعامر العیساوی: اساساً ایشان نیاز نداشت که به عنوان یک فرمانده به طور رسمی خودش را ثابت کند. او فرمانده همه گروهها و فرماندهان مقاومت بود. همه رهبران در حکومت عراق، رهبران احزاب سیاسی و نظامی در خانه ابومهدی المهندس ملاقات میکردند. همه کارهای بر دوش ابو مهدی بود. همه عراقیها که اختلاف داشتند، تنها زیر سقف ابومهدی المهندس با هم متحد میشدند.
گروههای مقاومت و همچنین بسیاری از وزرا، بسیاری از فرماندهان امنیتی، ارتش عراق و دیگران در خانه ابومهدی المهندس جمع میشدند تا درباره چگونگی عبور از این مرحله مشورت کنند. ابومهدی المهندس فعال و حاضر بود و ابومهدی المهندس فعال و حاضر بود و از این رو نظر همگان بر این بود که این خیل جمعیت را کسی جز ابومهدی المهندس نمیتواند سازماندهی کند؟ ایشان خودش پیشنهاد نکرد که فرمانده الحشد الشعبی یا بنیانگذار آن باشد. ایشان پدر معنوی همه رزمندگان مقاومت و کشور بود. همه در خانهاش جمع میشدند، ما هر آنچه برای بحث و مشورت داشتیم در خانه ابومهدی المهندس مطرح میکردیم.
از این رو تصمیم بر این شد که ایشان در الحشد الشعبی مسئول باشند، مسئول سازماندهی الحشد الشعبی؛ تصمیمی که تقریباً همه بر آن اتفاق نظر داشتند. بعد از آن وقتی بحث در رابطه با سازماندهی امور (تشکیلاتی) بود که الحشد، یک سازمان تخصصی و نهاد دولتی باشد، ابو مهدی المهندس، معاون الحشد و حاج فالح الفیاض، رئیس سازمان الحشد الشعبی شود، چون حاج فیاض در امور سیاسی و مدیریتی و… صاحبنظر است. قرار شد معاون ایشان هم حاج ابومهدی المهندس باشد. این چهره (ابو مهدی) مورد توافق همه بود و کسی به ایشان اعتراض نمیکرد. ممکن بود اگر شخص دیگری مطرح میشد، اعتراضاتی از سوی این گروههای مقاومت انجام میگرفت اما نسبت به ابومهدی المهندس نمیتوان اعتراض کرد و کسی نبود که بتواند از او انتقاد کند، ایشان که مولود یک لحظه خاص نبود! فردی شناخته شده بود. پیش از سقوط رژیم صدام حسین هم شخصیت تاثیرگذاری بود و پس از سقوط رژیم صدام حسین، بر دولت و گروههای مقاومت تاثیرگذار بود.
این یک جهش فکری و یک جهش مدیریتی است.
تسنیم: در لحظات پایانی مصاحبه ضمن یادآور شدن خاطره شما با حاج قاسم از شما درخواست داریم که این خاطره را روایت کنید. اولین مواجهه شما با حاج قاسم به طور خلاصه چگونه بود؟
حاج ابوعامر العیساوی: اولین دیدار ما با حاج قاسم در سال ۲۰۰۳ و در ابتدای مقاومت اسلامی (علیه آمریکا) بود. دیدار بسیار صمیمانهای بود و من شخصا اولین بار بود که اسم حاج قاسم را میشنیدم. البته این موضوع برای دیگر برادران صدق نمیکرد. آنها حاج قاسم را از گذشته میشناختند. اما برای من اولین دیدار بود. همیشه راجع به توانایی، قدرت و فرهنگی که حاج قاسم داشت شنیده بودم. در نهایت با ایشان دیدار کردیم و از این دیدار بسیار خرسند بودم. نمیدانستم ذات حاج قاسم چه بود؟ چون فقط از دیگر فرماندهان درباره ایشان نکاتی را میشنیدم. در اولین دیداری که داشتیم حاج قاسم گفتند میخواهم از شما سوالی بپرسم…
گفتیم: بفرمایید
گفتند: «شما انشاءالله فرماندهان مقاومت در عراق خواهید بود»، همه برادران جزو مقاومت بودند
حاج قاسم گفتند: «صفات یک فرمانده چیست؟» سوال بسیار سادهای بود. هر کس دلایل مخصوص به خودش را گفت. یکی گفت که باید شجاع باشد…
گفتند: «بله؛ حرفتان درست است.»
برخی دیگر گفتند باید بخشنده باشد…
به یاد دارم که من سخنی از حضرت امیر(ع) را در نهج البلاغه بیان کردم. حدیث حضرت امیر که میفرمایند: «ابزار ریاست، سعه صدر است.» یعنی یک رهبر باید صبر زیادی داشته باشد و از همه نظرات بهرهمند شود.
حاج قاسم گفتند: «بله؛ درست است. کلامی معقول و منطقی است»
حاج قاسم در ادامه اظهار داشتند: «هر چه که بیان کردید درست بود، ولی یک مسئله مهمتری وجود دارد.»
دیگر نمیدانستیم چه چیز مهمتری وجود دارد؟ این دیگر فراتر از قدرت ذهن ما بود.
حاج قاسم گفتند: «فرمانده مانند یک درخت است که بر خانوادهاش سایه میافکند. اگر این درخت، ثمر و میوه ای نداشته باشد، دیگر به چه دردی میخورد؟»
مقصود از میوه این است که فرمانده باید بتواند فرماندهان جدیدی را تربیت کند. چون برای مقاومت در مصاف با دشمن حوادثی همانند شهادت فرماندهان و رخدادهای دیگر در پیش است؛ لذا در راه جهاد اگر نسل دیگری برای حمل پرچم مقاومت وجود نداشته باشد، این فرمانده ابتر است. یک فرمانده حتی اگر حکومت و کادرسازی کند، باید بتواند فرمانده هم تربیت کرده باشد. و الان میگویم حاج قاسم به امید خدا کادرسازی انجام داده است. امت اسلامی، امتی احیاگر است ما بخاطر آنچه در عراق رخ داد، ابو مهدی را از دست دادیم، اما به لطف خداوند افراد دیگری جایگزین شدند. سید حسن نصرالله (ره) را از دست دادیم، اما به لطف خدا افراد دیگری جایگزین خواهند شد. برادرانمان در لبنان مولد و احیاگر هستند.
پایان پیام/






















