ولی فقیه و دلسوزی برای مردم؛ در برابر سدی به نام هوبریسِ ریاستجمهوری
ولی فقیه و دلسوزی برای مردم؛ در برابر سدی به نام هوبریسِ ریاستجمهوری|به گزارش پایگاه خبری عدل البرز، علیمحمد رجبی در یادداشتی با عنوان:واکاوی تاثیر قدرت بر زاویه گرفتن از ولی فقیه جامعه در روئسای دولت در ایران» نوشت: مطالعات علمی نشان میدهند که قرارگیری در نوک هرم قدرت سیاسی- اجرایی، تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک «تغییر بیولوژیک و روانشناختی» است که میتواند فرد را به تقابل با قانون بکشاند.
به این پدیده سندرم هوبریس (Hubris Syndrome) گفته میشود.
دکتر «دیوید اوون» (عصبشناس و وزیر خارجه اسبق بریتانیا) در پژوهشی که در مجله علمی Brain منتشر شد، رفتار رهبران جهان را در ۱۰۰ سال اخیر بررسی کرد.
این پژوهش نشان داد بسیاری از رؤسایجمهور به «سندرم هوبریس» مبتلا میشوند؛ اختلالی که در آن فرد دچار خودشیفتگی مفرط، بیاعتنایی به قانون و «کوری واقعیت» میشود.
خروجی رفتاری: فرد معتقد است قانون برای «مردم عادی» است و او مستقیماً در پیشگاه «تاریخ» یا «متافیزیک» پاسخگوست، نه دادگاهها!
ساختار استقرار قدرت سیاسی در ایران متاثر از قانون اساسی و روابط قدرت در طول سالهای پس از انقلاب موجب شده در ایران هم شاهد این پدیده در بین روئسای دولت و تکرار آن باشیم. البته که شدت و حدّت این پدیده در بین آنها متفاوت بوده ولی نقطه مشترک، بروز و ظهور این پدیده در بین آنها بوده است. بررسی روند شکل گیری این پدیده در روئسای دولت نشان دهنده چند عامل مشترک در بین آنهاست:
- مخالفت یا زاویه پیدا کردن با سیاست های کلی و راهبردهای ابلاغی از سوی ولی فقیه
- اختلاف با مجلس
- دور زدن ساختارهای قانونی با استفاده از اختیارات وسیع رئیس دولت
- شروع این پدیده از سال دوم یا سوم دولت اول
تاریخ سیاسی معاصر ایران پس از انقلاب پر است از نمونه های دردآوری از این پدیده به خصوص در زاویه گرفتن دولت ها با سیاست ها و راهبردهای مشخص ولی فقیه که می توان به چند نمونه برجسته آن در دوره های مختلف اشاره کرد:
- مخالفت های گسترده بنی صدر با امام در ابعاد مختلف سیاسی و اجتماعی و نظامی
- دولتی کردن اقتصاد و در راس أمور قرار نگرفتن جنگ در دوره میرحسین موسوی
- اشرافی گری حکومتی، بی توجهی به اقشار مستضعف، گرایش به غرب در دوره هاشمی رفسنجانی
- غربگرایی ساختاری، انفعال در برابر تهاجم فرهنگی، وادادگی در مسئله هسته ای و بی توجهی به سیاست های اقتصاد بدون نفت، در دولت خاتمی
- بی توجهی به سیاست های ابلاغی اصل ۴۴ قانون اساسی، تباه کردن فرصت کشور در خصوصی سازی با خصولتی کردن اقتصاد ایران، تنش زایی در ساختار سیاسی کشور، بی توجهی به قوانین مصوب مجلس و بی توجهی به سیاست های اقتصاد بدون نفت در دولت احمدی نژاد
- فاجعه برجام، لطمه شدید به دستاوردهای هسته ای، ضایع کردن دستاوردهای منطقه ای کشور به خصوص در سوریه، عدم حمایت دولتی از مقاومت یمن، رخ دادن آبان ۹۸ با لجبازی شخص رئیس دولت، شهادت حاج قاسم عزیز در دوره بی عملی دولت و ده ها مورد دیگر در دولت های حسن روحانی
- در دوره جدید دکتر پزشکیان هم وادادگی، بی توجهی و زاویه گرفتن از سیاست های صریح و مشخص ولی فقیه در خصوص مذاکره نکردن با آمریکا موجب شد برای اولین بار در طول انقلاب کشور در طول کمتر از دو سال سه بار وارد تنش و جنگ با آمریکا شود، دور زدن ساختارهای قانونی کشور در مسئله باز کردن اینترنت و متاسفانه هنوز هم این رویکرد در دولت ادامه دارد.
البته باید شهیدان والا مقام ابراهیم رئیسی، شهید باهنر و شهید رجایی را از این قاعده مستثنی کرد، شهید رئیسی به خاطر ولایت مداری مثال زدنی و شهیدان باهنر و رجایی هم علاوه بر اینکه شخصیت های ولایت مداری داشتند ولی از لحاظ تاریخی فرصت کمی برای اداره دولت داشتند.

تجربه تاریخی ۴۷ ساله انقلاب نشان می دهد که هر چقدر دولت و شخص رئیس دولت از ولی فقیه و امام جامعه فاصله پیدا کرد به همان نسبت دولت با عدم موفقیت های بیشتری روبرو شده است.
امیدواریم رئیس محترم جمهور این تجربه را درک کنند و مطمئن باشند میزان موفقیت ایشان و دولت رابطه مستقیم با میزان ولایت مداری ایشان و تبعیت از نائب امام زمان دارد.






















