تنگه هرمز و نقش ژئوپلیتیک
تنگه هرمز و نقش ژئوپلیتیک به گزارشپایگاه خبری عدل البرز، داوود اسدی، فعال رسانهای، در یادداشتی به واکاوی اهمیت راهبردی و نقش ژئوپلیتیک «تنگه هرمز» پرداخته است. متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
افزایش تنشها در خلیج فارس و تداوم حملات نظامی آمریکا و متحد منطقهای آن بار دیگر توجه جهان را به تنگه هرمز و کنترل هوشمندانه ایران به این معبر جلب کرده است؛ یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی در جهان. این آبراه راهبردی که بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، نهتنها بر جریان انرژی بلکه بر ساختار مالی حاکم بر تجارت جهانی انرژی نیز میتواند اثرگذار باشد. در چنین شرایطی، ممکن است بهتدریج یکی از ویژگیهای دیرینه بازار انرژی یعنی اتکای گسترده به یک ارز واحد، با چالشهایی روبهرو شود.
در این چارچوب، حرکت تدریجی به سمت نظام چندارزی در تجارت انرژی بیش از گذشته قابل تصور به نظر میرسد. در چنین الگویی، قراردادهای انرژی به جای تسویه صرف با یک ارز مسلط، میتوانند با ترکیبی از ارزهای مختلف انجام شوند و بازتابدهنده محیط مالی متنوعتری باشند.
یکی از مهمترین محرکهای این روند، تلاش کشورها برای کاهش ریسکهای ژئواقتصادی و مالی است. هنگامی که یک مسیر حیاتی انتقال انرژی با تنش های مداوم روبهرو باشد، صادرکنندگان و واردکنندگان انرژی به دنبال سازوکارهایی میروند که تداوم تجارت را تضمین کند. تنوعبخشی به ارزهای مورد استفاده در تسویه معاملات میتواند یکی از این راهکارها باشد؛ راهکاری که حتی در صورت اختلال در برخی کانالهای مالی یا نظامهای پرداخت، امکان ادامه مبادلات را فراهم میکند.

عامل ساختاری مهم دیگر، تغییر در جغرافیای تقاضای انرژی در جهان است. طی دو دهه گذشته، سهم اقتصادهای آسیایی در مصرف انرژی به طور چشمگیری افزایش یافته است. کشورهایی مانند چین و هند اکنون به واردکنندگان بزرگ نفت و گاز تبدیل شدهاند و افزایش نقش آنها در بازار جهانی میتواند به تدریج استفاده از ارزهای متنوعتری را در معاملات انرژی تقویت کند؛ از جمله ارزهایی خارج از چارچوب سنتی دلار.
در کنار این تحولات، توسعه زیرساختهای مالی جدید—از جمله بورسهای انرژی، بازارهای قراردادهای آتی و سامانههای پرداخت فرامرزی—امکان عملی استفاده از ارزهای مختلف در تجارت انرژی را بیش از گذشته فراهم کرده است. این ابزارها بستر نهادی لازم برای شکلگیری یک نظام انعطافپذیرتر در مبادلات انرژی را ایجاد میکنند.
در چنین فضایی، تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ درباره احتمال حمله به زیرساختهای حیاتی ایران پرسشهای مهمی را درباره ثبات مسیرهای انتقال انرژی و پیامدهای مالی آن مطرح میکند. اگر چنین تنشهایی جریان انتقال بخش مهمی از انرژی جهان از تنگه هرمز را تحت تأثیر قرار دهد، پیامدهای آن میتواند فراتر از بازار انرژی رفته و حتی نظام مالی مبتنی بر دلار را نیز با چالشهایی مواجه کند. اینکه اروپا و دیگر بازیگران جهانی در برابر چنین وضعیتی چه واکنشی نشان خواهند داد، پرسشی است که پاسخ آن هنوز روشن نیست.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش برای بسیاری از کشورها میزان تابآوری اقتصاد جهانی باشد: اینکه اقتصادهای مختلف تا چه اندازه توان تحمل افزایش قیمت انرژی و بهتبع آن رشد هزینههای مواد غذایی و محصولات کشاورزی را در صورت تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی در غرب آسیا خواهند داشت.






















