فضای سیاسی ایران در چنبره سه جریان فکری
به گزارش پایگاه خبری عدل البرز، علی محمد رجبی ، فعال رسانه ، در یادداشتی با عنوان « سه نوع تحلیل با سه خاستگاه متفاوت در فضای سیاسی ایران» فضای رسانه ای فعلی پس از جنگ را به سه گروه تقسیم و آن را تحلیل کرد
وی در این یادداشت نوشت: فضای رسانهای سیاسی امروز ایران میزبان سه نوع تحلیل سیاسی از وضعیت امروز ایران و جهانِ متاثر از جنگ است، که میتوان آنها را اینگونه نامگذاری کرد: جریان تسلیم، جریان زندگی نرمال و جریان تمدنساز
با شناخت دقیق این سه زاویه دید میتوان رفتار و نوع کنشگری جریانهای سیاسی و چهره های موثر سیاسی، فرهنگی و… در برابر رخدادها و رویدادهای فضای جنگ تحمیلی سوم را با تقریب خوبی پیش بینی کرد.
الف- جریان تسلیم
عمده طرفداران جریان تسلیم از حداقل باورهای دینی و ملیگرا بی بهره هستند، این جریان بطور واضح و صریح نظم موجود جهانی را پذیرفته و تمجید می کند و بر این باور است که:
۱- تمدن حاکم بر غرب، برترین و مترقی ترین دستاورد تمدن بشر است و الگوی بهتری برای زندگی امروز بشر وجود ندارد.
۲- تمدن غرب و نژاد غربی بواسطه برتری های فرهنگی، اجتماعی و نژادی که ناشی از زخامت بیشتر کورتکس مغز است بر ما برتری دارند پس باید برتری و آقایی آنها را پذیرفت.
۳- اساس زندگی انسان در این عالم لذت بردن از همین چند روزه دنیاست و نباید زندگی را با اوهام به سختی برد و گذراند.
ب- جریان زندگی نرمال
این جریان طیف وسیع تری از طرفداران را نسبت به جریان تسلیم در بر می گیرد، دو سر این طیف تفاوت های فاحشی با هم دارند، از یک سو جریان ها و افرادی که فقط مفهوم وطن و چهارچوب سرزمینی برایشان مهم است و نوع تفکر و اندیشه ای که در این پیکره سرزمینی جاری و ساری می شود یا اولویت شان نیست، یا برایشان اهمیتی ندارد تا جریان ها و افرادی که ماهیت مذهبی هم دارند ولی قائل به اصالت زندگی نرمال در چهارچوب استانداردهای جهانی هستند. این طیف بعضاً مذهبی باوجود باورهای دینی معتقد
هستند که رسالتی برای تغییر در جهان ندارد.
این نوع تحلیل حاصل قبول این مفروضات است:
۱- آمریکا کدخداست و برای زندگی نرمال باید با کدخدا بست
۲- ایران اسلامی هیچ ظرفیت تمدنی و راهبردی در سطح جهان امروز ندارد و فقط باید بتواند در ساختار موجود قدرت جهان خود را در وضعیت تعادل قرار دهد
۳- انقلاب اسلامی و راهبرد نه شرقی و نه غربی صرفاً شعار هستند و نباید در متن طراحی راهبردهای نظام قرار بگیرد بلکه مدل درست هم شرقی و غربی است و باید با ناظمان نظم موجود دنیا در فرآیند مدیریت تنش سر کنیم.
ج- جریان تمدن ساز اسلامی
جریان سوم با نگاهی قرآنی که تبلور آن در راهبردهای رهبر شهید انقلاب است، رسالت خود را اقامه عدل و داد در جهان میدانند و اتفاقا فلسفه زندگی را همین می دانند و اصالت هر هدف دیگری را برای زندگی در عالم ماده قبول ندارند. مفروضات این جریان عبارتند از:
۱- اگر نترسیم و مومن به خداوند باشیم ما دست برتر عالم هستیم
۲- آینده جهان با ما مستضعفین (به معنای کسانی که از سوی جنود شیطان مورد ظلم قرار گرفته ایم نه به معنای متداول امروزی یعنی فقیر) است.

۳- افق ما برپایی تمدن نوین اسلامی و زمینه سازی برای طلوع خورشید ولایت عظمی عج است و در این مسیر باید از ابزارهای مادی موجود در عالم منطبق بر نقشه کلان در مسیر اراده الهی استفاده کرد، پس اگر امروز جنود شیطان در آمریکا متبلور شده است ما باید تلاش کنیم انرژی ها را با خود همجهت کنیم و طراحی با ماست نه آنها، مانند کاری که حاج قاسم در سوریه انجام داد و از ظرفیتهای مختلف موجود در عالم از جمله روسیه در راستای اهداف انقلاب اسلامی استفاده کرد نه برعکس آن
۴-و..
در طول جریان مبارزه حق و باطل از ابتدای خلقت هرگاه جنود شیطان در ضعف قرار گرفتند، محاسبات
مبتنی بر زندگی نرمال از آستین ذهن های ناآشنا یا کم باور به رسالت الهی اهل ایمان بیرون آمده و با استدلال قبول قدرت حاکم و نظم موجود، حیات طیبه را به زنده بودن فروکاسته اند.
امروز که ایران عزیز در یک جنگ تمام عیار تمدنی-وجودی با جنود پلید شیطان که فضاحت وجودی آنها از فجایع جزیره اپستین تا غزه و میناب برای بخش مهمی از مردم عالم آشکار شده است قرار دارد.
شناخت خاستگاه فکری و تحلیلی گروه ها و چهره ها به ما کمک می کند تا سیر تفکرات و نتیجه منتج از آن رفتار را بهتر تشخیص دهیم.






















