مقاومت از سازش کم هزینه تر است
مقاومت از سازش کم هزینه تر است|به گزارش پایگاه خبری عدل البرز، علی محمد رجبی، فعال رسانهای، در یادداشتی به بررسی نتایج دو رویکرد «سازش» و «مقاومت» در شرایط جنگی پرداخت و تأکید کرد که هر دو مسیر برای یک ملت هزینهبر هستند، اما به باور او، هزینه مقاومت بهمراتب کمتر از هزینه سازش است.
وی در این یادداشت با اشاره به پیامدهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی این دو رویکرد نوشت: ابتدای جنگ رمضان برخی گمان نداشتند که این جنگ تا این اندازه به طول بکشد ولی هرچه جلوتر آمدیم بیشتر مشخص شد که دو طرف انگیزه لازم را برای ترک مخاصمه ندارند.

تا امروز دو طرف جنگ سعی کرده اند بر اساس یک شیب فزاینده سطح آسیب به طرف مقابل را بالاتر ببرند تا جنگ به نقطه تحمل ناپذیر برای حریف برسد و او را از ادامه کار باز بدارد.
اما شواهد اثر مشخصی از بروز و ظهور این نشانه جدی ندارد.
در طرف آمریکایی اثرپذیری عمیق از افزایش قیمت نفت چندماهی طول می کشد، هنوز اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس به نقطه درخواست ترک مخاصمه نرسیده اند و از همه مهمتر در قیاس هزینه و فایده برای آنها ترک مخاصمه در شرایط فعلی ضرر بیشتری از پذیرش پایان دارد چرا که ایران توان نظامی خود را حفظ کرده، تنگه هرمز را در اختیار دارد و میخواهد شرایط جدید بر آن تحمیل کند و قدرت آن را هم دارد.
در سمت ایران هم منافع تحمیل اراده بر آمریکا، اسرائیل و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و تغییر شرایط حاکم بر تنگه هرمز دستاوردی عظیم است که می تواند تمام زیانهای ناشی از جنگ را پوشش دهد.
در این شرایط آمریکا سعی دارد با افزایش هزینه برای ایران از طریق آسیب زدن به زیرساختهای نظامی، صنعتی، پتروشیمی، حمل و نقل، انرژی و حمله زمینی برای تصرف خاک و تغییر معادله تسلط بر تنگه هرمز شرایط را به سمتی ببرد که در مدل هزینه و فایده ادامه جنگ برای ایران مقرون به صرفه نباشد.
حال به این سوال پاسخ دهیم که آیا در صورت عملی شدن تهدیدهای ترامپ مقاومت همچنان مقرون به صرفه است یا خیر ؟
ابتدا بدانیم ادامه روند تصاعدی جنگ برای هر دو طرف با خسارت ها مادی و جانی پر درد همراه خواهد بود و عملا برنده کشوری است که توانایی بیشتری در تحمل این دردها داشته باشد.
اینکه کدام طرف ظرفیت تحمل بیشتری دارد در جای خود قابل بحث است ولی آنچه در این یادداشت به آن می پردازیم صرفاً بررسی هزینه و فایده مقاومت در برابر سازش است.
سناریوی سازش:
پیش شرط هر مذاکره منبعث از سازش بازشدن تنگه هرمز و به طبع آن کاهش قیمت انرژی و عادی شدن شرایط در حداکثر چندماه آینده است این یعنی مهمترین برگ برنده قابل مذاکره از همان ابتدا از دست می رود.
در شرایطی که قیمت نفت پایین باشد، زیرساخت های مولد درآمد ارزی به دلیل آسیب جنگی تولید درآمد نکنند، فشار سرویس های اطلاعاتی منطقه بر روی گسل های اجتماعی افزایش پیدا کند و طرف های درگیر با ما بازیابی توان کرده باشند عملا هر مذاکره ای طولانی و از پیش باخته خواهد بود.
کمترین اثر این شرایط افزایش تورم، کاهش درآمد ملی و افزایش فشار بر زندگی مردم است.
سناریوی مقاومت:
با سناریوی مقاومت به احتمال زیاد ما بخش بیشتری از زیرساخت ها را از دست میدهیم، ممکن است مردم با چالش هایی مانند کمبود سوخت، قطعی برق و بیکاری مواجه شوند، خسارت های جانی ما افزایش پیدا کند ولی باید بدانیم که همزمان با ما طرف دیگر جنگ هم با همین چالش ها روبرو میشود و ما در تحمل سختیها تنها نیستیم با این تفاوت که مردم این کشور ها دلیل قابل پذیرشی برای تحمل این مشکلات ندارد ولی ما در حال حراست از سرزمین و ساخت آینده هستیم.
اگر مقاومت کردیم و تسلیم سازش نشدیم آنچه بدست می آید:
۱- درآمد ارزی جدید از تنگه هرمز، نزدیک درآمدی که بواسطه از بین رفتن زیرساختهای مولد ارزی از دست داده ایم.
۲- قدرت دریافت خسارت از کشورهای متخاصم
۳- رفع بلند مدت تهدید که زمینه ورود سرمایه های فراوان خارجی را فراهم میکند
۴- تضعیف شدید آمریکا و کشورهای عربی متخاصم که اثر
آن کاهش تهدید امنیت ملی افزایش چتر امنیتی روی کشور و همپیمانان منطقه ای ما دارد.
خلاصه این یادداشت در یک جمله مقاومت و سازش هر دو هزینه دارند ولی قطعا هزینه مقاومت از هزینه سازش بسیار کمتر است.
و من الله التوفیق
علیمحمد رجبی






















