خشونت و تهدید آنلاین علیه زنان و دختران، رویاهای دیجیتال زنان در معرض تهدید؛ وقتی فضای مجازی تبدیل به میدان خطر میشود
خشونت و تهدید آنلاین علیه زنان و دختران موجب شده فضای مجازی دیگر تنها یک محیط ارتباطی یا تفریحی نباشد؛ بلکه به بستری تبدیل شود که زنان در آن با انواع تهدیدهای روانی، اجتماعی، اقتصادی و جنسی مواجه هستند. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند که این تهدیدها سیستماتیک، سازمانیافته و به سرعت در حال رشد هستند. برای مثال، UN Women گزارش داده است که بیش از ۶۰٪ زنان خبرنگار تجربه خشونت آنلاین را داشتهاند و Pew Research نشان میدهد که تقریباً نیمی از زنان در برخی کشورها با انواع آزار آنلاین مواجه شدهاند.
این ارقام تنها نوک کوه یخ را نشان میدهند؛ بخش زیادی از خشونت آنلاین به دلیل ترس از قضاوت، شرم یا نبود مسیرهای مؤثر گزارشدهی، هیچگاه ثبت نمیشود و قربانیان بیصدا رنج میکشند. علاوه بر این، سازمان بینالمللی مخابرات (ITU) هشدار داده است که هنوز میلیونها زن در دنیا از دسترسی کامل به اینترنت محروماند و این شکاف دیجیتال، آسیبپذیری آنان را افزایش میدهد. همچنین گزارشهای FBI و NCMEC از افزایش چشمگیر پروندههای «سکستورشن» و تهدیدهای مالی و جنسی علیه زنان حکایت دارند.
در عدل البرز برای بررسی ابعاد ارتباطی این مسئله با آقای علی محمد رجبی کارشناس ارشد علوم ارتباطات به گفتگو نشستیم تا ضمن تشریح ابعاد روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی خشونت آنلاین، به بررسی عوامل حقوقی و حمایتی و راهکارهای پیشگیری و توانمندسازی زنان پردازدیم. هدف این گفتوگو، نه تنها روشن کردن ابعاد گسترده تهدیدهای فضای مجازی، بلکه ارائه راهکارهای عملی و مبتنی بر شواهد برای کاهش آسیبها و افزایش امنیت دیجیتال زنان و دختران است.
با توجه به گسترش روزافزون فناوریهای نوین، از جمله دیپفیک، متاورس و هوش مصنوعی، این مصاحبه اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا فهم دقیق تهدیدها و آمادگی برای مقابله با آنها، کلید حفظ امنیت فردی و روانی زنان در جهان دیجیتال است.
با توجه به گزارشهای بینالمللی، هویتهای جعلی و ناشناس در شبکههای اجتماعی، یکی از ابزارهای سوءاستفاده است. به نظر شما این موضوع چگونه امنیت زنان را تهدید میکند و چه سازوکارهایی میتواند اعتماد کاربران را بازسازی کند؟
به نکته مهمی اشاره کردید. بحران هویت دیجیتال واقعاً یکی از اصلیترین نقاط آسیب زنان در فضای آنلاین است. پروفایلهای ناشناس یا جعلی میتوانند با جلب اعتماد، زمینه سوءاستفاده مالی، عاطفی یا حتی جنسی را فراهم کنند. تجربه نشان داده است که بسیاری از پروندههای فریب آنلاین، از جمله موارد «سکستورشن» و کلاهبرداریهای عاطفی، با همین حسابهای جعلی شکل گرفته است (UN Women, 2024). متأسفانه این وضعیت باعث میشود زنان و دختران همواره در معرض ریسکهای پنهان باشند و نتوانند با اعتماد کامل از فضای دیجیتال بهره ببرند.
برای بازسازی اعتماد اجتماعی، پلتفرمها باید سازوکارهای احراز هویت شفاف و دقیق ایجاد کنند و امکان گزارشدهی مؤثر و پاسخدهی سریع فراهم شود. همزمان کاربران، به ویژه زنان، با آگاهی حقوقی و دیجیتال باید بدانند که تهدیدها و سوءاستفادههای دیجیتال قابل پیگیری قضایی هستند. به عبارت دیگر، ترکیب تکنولوژی امن و آموزش کاربران، کلید بازسازی اعتماد و کاهش آسیبهاست.
به نکته نگرانکنندهای اشاره کردید؛ وقتی اعتماد کاهش پیدا کند، بیاعتمادی روانی هم شکل میگیرد. چرا وابستگی به دیدهشدن و تأیید اجتماعی در میان زنان پررنگ است و رسانهها چه نقشی در این چرخه دارند؟
متأسفانه باید بگویم که فضای مجازی امروز به گونهای طراحی شده که ارزش اجتماعی افراد به لایک، کامنت و تعداد دنبالکنندهها گره خورده است. Pew Research (2021) نشان میدهد زنان و دختران جوان بیش از مردان به این معیارهای عددی وابستهاند و همین وابستگی، فشار روانی، استرس و گاهی فریب عاطفی و مالی ایجاد میکند. وقتی افراد با هر پیام یا تصویر خود دنبال تأیید اجتماعی هستند، این نیاز میتواند سوءاستفادهگران را تشویق کند تا روابطی کاذب و فریبنده ایجاد کنند.
رسانهها نقش دوگانهای دارند؛ اگر تنها زنان موفق در شبکههای اجتماعی یا مدلهای سطحی موفقیت برجسته شود، این چرخه وابستگی تقویت میشود. اما اگر رسانهها با روایتهای آموزشی و حمایتی عمل کنند، زنان قادر خواهند بود پیامها و محتوای آنلاین را تحلیل و انتقاد کنند و از آسیبهای بالقوه پیشگیری نمایند. به عبارتی، رسانهها میتوانند از تشدیدکننده تهدیدها به بازدارنده آنها تبدیل شوند، به شرط آنکه آموزش و آگاهیبخشی را در اولویت قرار دهند.
این وابستگی اجتماعی و فشار روانی که اشاره کردید، قطعاً پیامدهای اجتماعی هم دارد. آزار و خشونت آنلاین چه تأثیری بر جایگاه اجتماعی زنان دارد و چه ارتباطی با نابرابری جنسیتی پیدا میکند؟
به نکته مهمی اشاره کردید؛ آزار آنلاین فقط تجربهای فردی نیست، بلکه به سرعت به ابعاد اجتماعی و ساختاری تبدیل میشود. انتشار تصاویر خصوصی، تهدید به افشا یا توهینهای مکرر، زنان را از حضور فعال در فضای عمومی دیجیتال بازمیدارد و مشارکت اجتماعی، اقتصادی و حرفهای آنها کاهش مییابد.
UNESCO و UN Women تأکید کردهاند که خشونت دیجیتال علیه زنان خبرنگار یا فعال مدنی، علاوه بر زندگی فردی، کیفیت جریان اطلاعرسانی و عدالت جنسیتی را نیز تهدید میکند. وقتی زنان از حضور آنلاین بازمیمانند، تنوع دیدگاهها کاهش مییابد و جامعه اطلاعات ناقص دریافت میکند. بنابراین، مقابله با خشونت آنلاین تنها یک دغدغه فردی نیست، بلکه یک مسئله اجتماعی و حقوقی است که نیازمند واکنش ساختاری است.
متأسفانه بسیاری از این آسیبها به دلیل سکوت قربانیان دیده نمیشوند. بخش زیادی از این سکوت ریشه در ترس از قضاوت اجتماعی دارد. رسانهها و نهادهای اجتماعی چه نقشی در تغییر این فرهنگ دارند؟
درست است، ترس از قضاوت و سرزنش اجتماعی، عامل اصلی پنهان ماندن پروندههاست. تجربه کمپینهایی مثل #MeToo نشان داده است که بازنمایی جمعی تجربههای فردی میتواند تابوها را بشکند و قربانیان را تشویق به گزارش کند.
البته در اینجا مرز ظریفی بین اشاعه فحشا و گزارش دهی وجود دارد که در فرهنگ برهنه غربی حتی گزارش آزار خود به ابزاری برای ترویج فحشا تبدیل می شود به همین دلیل لازم است رسانهها با رویکرد حمایتی و آموزشی عمل کنند، یعنی داستانها را با تمرکز بر راهکارها و حمایتها منتشر کنند و نه صرفاً روایت خشونت، رسانه ها میتوانند فرهنگ گزارشدهی را بهبود دهند و همزمان، نهادهای حقوقی و حمایتی را مجبور کنند تا بستر گزارشدهی محرمانه، امن و بدون ترس از بازتاب اجتماعی فراهم کنند تا زنان بتوانند شکایتشان را اعلام کنند و بدانند که این شکایت ها جدی گرفته میشود و میتوانند بدون تهدید، حمایت دریافت کنند.

شما به نکته مهمی اشاره کردید؛ اما شکاف جنسیتی در دسترسی دیجیتال هم وجود دارد. این محرومیت چه تأثیری بر آسیبپذیری زنان دارد؟
ITU (2022) گزارش داده که میلیونها زن هنوز به اینترنت پرسرعت و امن دسترسی ندارند. فقدان دسترسی همراه با کمبود سواد دیجیتال، زنان را به هدف راحتی برای تبلیغات فریبنده، کلاهبرداریهای مالی و روابط عاطفی ناسالم تبدیل میکند. وقتی زنان امکان استفاده از ابزارهای دیجیتال را ندارند، نه تنها فرصتهای آموزشی و حرفهای از دست میرود، بلکه آسیبپذیری روانی و اجتماعی نیز افزایش مییابد.
بنابراین، دسترسی برابر به اینترنت و آموزش دیجیتال همزمان، دو بال اصلی کاهش آسیب زنان در فضای مجازی هستند. این یعنی باید هم زیرساختها فراهم شود و هم مهارتهای استفاده امن و آگاهانه آموزش داده شود تا زنان بتوانند با اطمینان از فضای دیجیتال بهرهمند شوند.
با ورود فناوریهای نوین مثل دیپفیک و متاورس، تهدیدها پیچیدهتر میشوند. در ادامه بحث، نهادهای رسانهای و آموزشی چگونه باید برای این آینده آماده شوند؟
متأسفانه باید بگویم که با پیشرفت فناوری، مرز بین واقعیت و جعل دیجیتال به شدت محو شده است. دیپفیکهای جنسی و هویتهای جعلی میتوانند در چند ثانیه زندگی شخصی و اجتماعی یک زن را تهدید کنند. تهدیدها دیگر محدود به شبکههای اجتماعی سنتی نیستند و در محیطهای واقعیت مجازی، متاورس و بازیهای دیجیتال نیز ظهور پیدا میکنند.
برای مقابله، دو مسیر موازی ضروری است:
- تقویت چارچوبهای حقوقی: قوانین باید فناوریهای سوءاستفادهگرانه، مانند دیپفیک و کلاهبرداریهای مبتنی بر هویت جعلی را جرمانگاری کنند و مسیرهای قانونی مؤثر برای پیگیری جرائم فراهم شود. نمونههایی از این قوانین در اروپا و آمریکا در حال اجراست.
- آموزش سواد رسانهای آیندهنگر: زنان و دختران باید مهارتهای راستیآزمایی دیجیتال، تشخیص محتوای جعلی و مدیریت حضور آنلاین را یاد بگیرند. این آموزشها باید از مدرسه آغاز و در دانشگاه و محیطهای حرفهای ادامه یابد.
بدون آمادهسازی پیشگیرانه، تهدیدها از فرصتهای دیجیتال پیشی خواهند گرفت و آسیبها افزایش مییابد.
در پایان، به نظر شما چه مدل آموزشی برای توانمندسازی زنان مؤثرتر است؟
آموزش عمومی کافی نیست. زنان نیازمند سواد رسانهای جنسیتمحور هستند که سه لایه کلیدی دارد:
- لایه فردی: مهارتهای امنیت حساب، مدیریت حریم خصوصی، تحلیل انتقادی پیامها و آگاهی از حقوق دیجیتال.
- لایه خانوادگی و اجتماعی: نقش خانواده و مدارس در آمادهسازی دختران برای حضور ایمن و آموزش مهارتهای رفتاری و اخلاقی در فضای آنلاین.
- لایه نهادی و رسانهای: ایجاد روایتهای حمایتی، آموزش حقوقی و روانی، و فراهم کردن مشاوره و حمایتهای تخصصی برای قربانیان خشونت آنلاین.
وقتی این سه لایه همزمان اجرا شوند، فضای مجازی میتواند به محل تحقق رویاهای زنان به جای تهدید آنها تبدیل شود. آموزش، آگاهی و حمایت ساختاری، کلید مقابله با خشونت دیجیتال و بهرهگیری ایمن از فرصتهای فضای آنلاین است.





















