طلاق به خاطر شبکه های اجتماعی ؛ مصاحبه آقای علی محمد رجبی کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و پژوهشگر فضای مجازی
طلاق به خاطر شبکه های اجتماعی | یکی از عوارض مهم و نگرانکننده استفاده نادرست از شبکههای اجتماعی، افزایش آمار طلاق و جدایی زوجین است؛ آسیبی که به باور کارشناسان، نهتنها زندگی فردی زوجها را تحت تأثیر قرار میدهد بلکه مهمترین لطمه را به بافت اجتماعی کشور وارد میسازد. در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از سوءظن، اختلافات شدید، و حتی بروز خشونتهای خانوادگی ناشی از حضور افراطی یا نادرست در فضای مجازی منتشر شده است. این در حالی است که بسیاری از جوانان با تحمل سختیها و مشکلات فراوان شرایط ازدواج را فراهم میکنند، اما دوام زندگی آنان به دلایل سادهای مانند سوءاستفاده یا بیاحتیاطی در فضای مجازی به خطر میافتد.
آسیبشناسان اجتماعی از مدتها پیش ورود ابزارهای نوین ارتباطی به جامعه را بهعنوان یک «پدیده نوظهور» مورد بررسی قرار دادهاند و نسبت به تهدیدهای احتمالی آن برای جوانان هشدار دادهاند. کارشناسان خانواده نیز تأکید دارند که استفادههای شتابزده و بیقاعده از این ابزارها – از وایبر و تلگرام تا اینستاگرام و تیکتاک – بنیانهای اعتماد خانوادگی را متزلزل کرده و گاه زمینهساز رفتارهایی میشود که با فرهنگ و ارزشهای اجتماعی کشور ما در تضاد است.
به اعتقاد بسیاری از متخصصان، مسئولان فرهنگی کشور میبایست پیش از غلبه این موج جهانی، برای مدیریت و هدایت آن اقدامات مؤثر و هوشمندانهای انجام میدادند. اما متأسفانه هنوز کاستیهای جدی در این حوزه دیده میشود و جوانان، سرمایههای اصلی جامعه، فرصتهای ارزشمند عمر خود را در بسیاری موارد صرف حضور بیثمر و فرساینده در فضای مجازی میکنند.
در همین راستا، پایگاه خبری عدل البرز گفتوگویی اختصاصی با آقای علی محمد رجبی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و پژوهشگر فضای مجازی و مدیر پایگاه تخصصی خانواده و اینترنت، ترتیب داده است تا ابعاد تازهای از پیامدهای فضای مجازی بر روابط خانوادگی و بهویژه مسئله طلاق را بررسی کنیم و راهکارهای عملی برای پیشگیری از این آسیبها را جویا شویم.
عدل البرز: آقای رجبی، ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. در ابتدا، با توجه به اثر شبکههای اجتماعی بر زندگی مشترک، لطفاً کمی درباره وضع فعلی جامعه، با استفاده از دادههای جدید صحبت کنید؟
آقای رجبی: از دعوت شما برای این مصاحبه متشکرم. وضعیت بسیار هشداردهنده است: پژوهشی در تهران انجام شده که نشان میدهد ۴۶٪ زنان متأهل نشانههای «طلاق عاطفی» دارند و بین اعتیاد اینترنتی و طلاق عاطفی رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد[۱]. این یعنی تقریباً نیمی از زنان متأهل از جدایی عاطفی رنج میبرند که یکی از عوامل مؤثر اینترنت است.
عدل البرز: این عدد واقعاً تکاندهنده است. آمار جهانی درباره اعتیاد به شبکههای اجتماعی چه میگوید؟
آقای رجبی: در جهان هم اوضاع بهتر نیست. دانشگاه میشیگان تخمین میزند حدود ۲۱۰ میلیون نفر در جهان دچار اعتیاد به اینترنت و شبکههای اجتماعی هستند[۲]. تقریباً ۲۰٪ کاربران ممکن است به طور بالقوه به شبکههای اجتماعی وابسته باشند[۳]. در ایران نیز، پژوهشی در ۲۰۲۵ نشان داده نرخ اعتیاد به این شبکهها و اینترنت حدود ۱۷.۴٪ است [۴].
عدل البرز: این آمارها بسیار روشناند. تأثیر این اعتیاد بر ازدواج و روابط خانوادگی چیست؟
آقای رجبی: کاملاً. اولین مثال از «Phubbing» یعنی نادیدهگرفتن همسر به خاطر موبایل است: ۲۵٪ زوجهای متأهل احساس میکنند شریکشان بیشتر به گوشی نگاه میکند تا به آنها، که میتواند پایههای اعتماد را متزلزل کند[۵]. در کنار آن، مصرف زیاد و اعتیادی شبکهای اجتماعی مثل استفاده مداوم از TikTok، اینستاگرام، یوتیوب میتواند همان تأثیرات مشابه اعتیاد به مواد مخدر یا الکل را داشته باشد، و برخی از این ویدیوها در مناطقی از مغز تغییر ایجاد میکنند[۶].
یکی دیگر از عوارض خطرناک این موضوع طلاق است، در آمریکا، یکسوم طلاقها علتشان اعتیاد به شبکههای اجتماعی است[۷].
عدل البرز: این یعنی شبکههای اجتماعی هم مانند عاملی جدی در فروپاشی خانوادهها عمل میکنند. وضعیت نوجوانان چگونه است؟
آقای رجبی: وضع از این هم نگرانکنندهتر است، آمار نشان میدهد نیمی از کودکان در آمریکا نشانههای اعتیاد به موبایل را دارند، و حدود ۳۰٪شان نسبت به شبکههای اجتماعی وابستگی دارند. این امر رابطه مستقیمی با خطرات روانی مثل افکار خودکشی دارد[۸]. بنابراین خانوادهای که فکر میکند فرزندش در حال بازی است، ممکن است در حقیقت درگیر وابستگی مخرب شده باشد.
عدل البرز: با این اوصاف، چه راهکارهایی را به خانوادهها و نهادهای فرهنگی برای پیشگیری از این آسیبها توصیه میکنید؟
آقای رجبی: مراقبت از استحکام خانواده و پیشگیری از طلاق بر اثر آسیبهای فضای مجازی نیازمند توجه به راهکارهای متعددی است که من در سه سطح به آنها اشاره میکنم.
اول: خانوادهها
- برنامهریزی رسانهای خانوادگی
ببینید، همانطور که برای تغذیه یا خواب بچهها برنامه داریم، باید برای رسانه هم برنامه داشته باشیم. مثلاً الگوهایی مثل «AAP Family Media Plan» دقیقاً برای همین طراحی شدهاند: خانواده مشخص میکند چه ساعتی استفاده از موبایل یا بازی آزاد است و چه ساعتی ممنوع. حتی ابزارهایی مثل تایمر گوشی یا اپلیکیشنهای محدودکننده زمان میتوانند کمک کنند.
وقتی بچه میبیند استفادهاش حسابوکتاب دارد، خودش هم یاد میگیرد نظم و حدومرز را رعایت کند.
- دیجیتالدتوکس (قطع موقت استفاده)
خانواده باید گاهی به خودش «استراحت رسانهای» بدهد. یعنی برای چند ساعت یا حتی یک شبانهروز گوشیها کنار گذاشته شوند.
مثلاً گذاشتن موبایل در اتاق دیگر هنگام خواب شبانه، باعث میشود زوجها دوباره با هم حرف بزنند یا حتی فقط در سکوت کنار هم آرام بگیرند. پژوهشهای جدید هم نشان داده این کار استرس را پایین میآورد و کیفیت خواب و روابط عاطفی را بالا میبرد.
- لحظههای کیفیتدار بدون گوشی
تجربه نشان داده اگر خانواده لحظات ساده اما «بدون موبایل» خلق کند، مثل یک شام دستهجمعی یا یک پیادهروی عصرانه، کیفیت ارتباط چند برابر میشود.
بهظاهر چیز سادهای است، ولی وقتی همه گوشیها روی میز یا در جیب میماند و هیچ پیام یا نوتیفیکیشنی مزاحم نمیشود، بچهها احساس میکنند واقعاً «دیده میشوند» و همسران هم حس نزدیکی بیشتری پیدا میکنند.
عدل البرز: یعنی حتی کارهای کوچک هم میتواند اثر بزرگی داشته باشد؟
آقای رجبی: دقیقاً همینطور است. بسیاری از زوجها دنبال راهحلهای پیچیدهاند، در حالی که شروع از همین تغییرات ساده و روزمره میتواند فضای خانواده را کاملاً متحول کند.
عدل البرز: شما به سطح اول یعنی خانوادهها اشاره کردید. سطح دوم، یعنی نهادهای فرهنگی، چه وظایفی دارند؟
آقای رجبی: نهادهای فرهنگی و اجتماعی هم نقش تعیینکنندهای دارند. خانوادهها بهتنهایی نمیتوانند از پس این موج عظیم فضای مجازی بربیایند. اینجا چند محور اصلی وجود دارد:
- آموزش سواد رسانهای در سطح عمومی
ما باید به جای برخورد شعاری، مهارتهای واقعی به مردم یاد بدهیم. یعنی به نوجوان و حتی پدر و مادر آموزش داده شود چطور محتوای درست را از غلط تشخیص دهند، چطور حریم خصوصی خود را حفظ کنند، و چگونه استفاده زمانمند داشته باشند. تجربه کشورهای پیشرفته نشان داده «کلاسهای سواد رسانهای» که در مدارس یا فرهنگسراها برگزار میشود، تأثیر چشمگیری در کاهش آسیبهای خانوادگی دارد.
- تولید محتوای جایگزین جذاب
اگر ما برای نوجوان فیلم، بازی یا برنامه سرگرمکننده سالم تولید نکنیم، طبیعی است که او به سمت محتوای خارجی و گاهی ناسالم کشیده شود. نهادهای فرهنگی باید سرمایهگذاری جدی روی انیمیشن، بازیهای بومی، پادکستهای خانوادگی و سریالهای کوتاه شبکهای داشته باشند. مخاطب امروزی به دنبال محتواست؛ اگر محتوای سالم و جذاب وجود داشته باشد، خودبهخود مصرف ناسالم کمتر میشود.
- ایجاد فضاهای واقعی جایگزین
شبکههای اجتماعی یک خلأ واقعی را پر میکنند: نیاز به دیده شدن، نیاز به ارتباط و سرگرمی. اگر نهادهای فرهنگی این نیاز را در فضای واقعی تأمین کنند، استفاده افراطی از فضای مجازی کمتر میشود.
مثلاً برگزاری جشنوارههای محلی، اردوهای خانوادگی، باشگاههای محلی مادر و کودک، یا حتی برنامههای ورزشی رایگان در پارکها میتواند یک جایگزین قوی باشد.
- سیاستگذاری حمایتی
سیاستهای فرهنگی باید در راستای خانوادهمحوری باشند. یعنی تبلیغات رسانهای، بیلبوردها، سریالهای تلویزیونی و حتی محتوای فضای مجازی رسمی، همه باید پیام مشترکی داشته باشند: حفظ خانواده ارزشمند است.
اگر این پیام بهطور مستمر تکرار شود، کمکم به یک هنجار اجتماعی تبدیل میشود و رفتار فردی هم اصلاح میشود.
عدل البرز: یعنی نهادهای فرهنگی میتوانند مکمل نقش خانواده باشند؟
آقای رجبی: بله، دقیقاً. خانواده بدون پشتیبانی فرهنگی مثل سربازی است که تنها در میدان جنگ رها شده باشد. وقتی مدرسه، رسانه، مسجد، فرهنگسرا و حتی سریالهای تلویزیونی همه پیام مشابهی بدهند، خانواده احساس میکند تنها نیست و یک سپر حمایتی دور اوست.
عدل البرز: شما دو سطح خانواده و نهادهای فرهنگی را توضیح دادید. سطح سوم یعنی سیاستگذاران و حاکمیت چه نقشی دارند؟
آقای رجبی: ببینید، بدون سیاستگذاری کلان، همهی تلاشهای خانواده و نهادهای فرهنگی ناقص میماند. چون فضای مجازی یک ساختار فراملی و بسیار قدرتمند است. برای همین دولت و حاکمیت باید چند اقدام اساسی انجام بدهند:
- قانونگذاری و تنظیمگری هوشمند
سیاستگذاران باید قوانینی وضع کنند که هم آزادی استفاده سالم از اینترنت حفظ شود و هم جلوگیری از سوءاستفاده و تخریب خانواده امکانپذیر باشد. مثلاً قوانین مشخص درباره انتشار محتوای مخرب خانوادگی یا تبلیغ روابط ناسالم، یا حتی مقررات شفاف برای پلتفرمها در زمینه حفاظت از دادههای کاربران نوجوان.
- حمایت از تولیدکنندگان محتوای داخلی
بسیاری از استارتاپها و شرکتهای خلاق ایرانی توان تولید بازیها، اپلیکیشنها یا حتی شبکههای اجتماعی بومی با کیفیت دارند. اما مشکلشان نبود حمایت مالی و زیرساختی است. اگر دولت این حوزه را جدی بگیرد و حمایت کند، میتوانیم رقیب واقعی برای پلتفرمهای خارجی داشته باشیم.
- زیرساختهای مشاورهای و حمایتی برای خانوادهها
خانوادهای که با بحران ناشی از اعتیاد به اینترنت یا اختلاف زناشویی به خاطر فضای مجازی مواجه میشود، نباید سرگردان بماند. باید مراکز مشاوره رایگان یا ارزانقیمت در دسترس همه باشد. همانطور که برای بیماریهای جسمی بیمارستان داریم، برای «آسیبهای روانی و خانوادگی ناشی از رسانه» هم باید مراکز حمایت رسمی ایجاد شود.
- نظارت بر تبلیغات و الگوریتمها
امروز الگوریتمها تعیین میکنند چه محتوایی بیشتر دیده شود. اگر سیاستگذاران نظارتی نداشته باشند، محتوای ناسالم و تحریکآمیز خانوادهها را هدف قرار میدهد. بنابراین لازم است الگوریتمها شفافتر شوند و نظارت ملی روی آنها وجود داشته باشد.
- ایجاد پویشهای ملی
حاکمیت باید هر از چندگاهی پویشهای ملی برای یادآوری اهمیت خانواده برگزار کند؛ مثل «هفته بدون موبایل سر میز شام» یا «چالش ۷ روز بدون نوتیفیکیشن». این کمپینها اگر رسانهای و جذاب اجرا شوند، هم اثر تربیتی دارند و هم خانوادهها را بهنوعی درگیر یک حرکت جمعی میکنند.
عدل البرز: پس در واقع سه ضلع «خانواده، نهادهای فرهنگی و حاکمیت» باید با هم کار کنند تا این آسیبها کنترل شوند؟
آقای رجبی: کاملاً درست است. خانواده به تنهایی مثل یک قایق کوچک در دریای طوفانی است. اگر نهادهای فرهنگی و سیاستگذاران همسو نباشند، قایق دیر یا زود غرق میشود. ولی وقتی این سه ضلع با هم هماهنگ باشند، خانواده نهتنها از طوفان فضای مجازی آسیب نمیبیند، بلکه میتواند از همین فضا برای رشد، آموزش و ارتباط بهتر استفاده کند.
عدل البرز: آقای رجبی، بارها در صحبتهایتان به نقش شبکههای اجتماعی در تضعیف روابط خانوادگی اشاره کردهاید. آیا میتوانید نمونههای واقعی و بالینی این اثرگذاری را توضیح دهید؟
آقای رجبی: بله، اجازه بدهید چند نمونه مشخص مستند به پژوهشها و پروندههای علمی و حتی حوادث خبری را ذکر کنم. اینها نشان میدهند که مشکل صرفاً یک «نگرانی تئوریک» نیست، بلکه یک بحران واقعی و بالینی است.
نمونه اول: پژوهش در اصفهان ۱۴۰۰
در یک مطالعه کمی روی زوجهای ۲۵ تا ۴۰ ساله در اصفهان، مشخص شد که هرچه استفاده از شبکههای اجتماعی بیشتر شود، رضایت زناشویی بهطور معناداری کاهش مییابد. حتی محققان عدد دقیقی گزارش کردند: ضریب همبستگی حدود س ۰.۴۹۸. یعنی تقریباً نیمی از تغییرات در رضایت زناشویی را میتوان با میزان استفاده از شبکههای اجتماعی توضیح داد[۹].
بارها مشاهده شده که زن یا مرد شکایت میکند: «همسرم شبها ساعتها در اینستاگرام میچرخد و وقتی به او حرفی میزنم، یا عصبی میشود یا فقط با یک جواب کوتاه سر و تهش را هم میآورد.» این نوع شکایتها مصداق عینی همان دادههای پژوهشی است.
نمونه دوم: مطالعه در تهران – طلاق عاطفی
پژوهشی روی ۴۰۳ زوج تهرانی نشان داد بین «اعتیاد به اینترنت» و «طلاق عاطفی» یک رابطه مستقیم وجود دارد. شاید شدت رابطه خیلی بالا نباشد (۰.۱۶)، ولی کافی است تا نشان دهد اینترنت یک عامل زمینهساز است. مهمتر اینکه محققان دریافتند صمیمیت زناشویی در این میان واسطه است. یعنی وقتی یکی از طرفین وقتش را بیش از حد در شبکه میگذراند، اولین چیزی که ضربه میخورد «احساس نزدیکی» است[۱۰].
موردی بود که خانمی میگفت: «دیگر با شوهرم حرفی ندارم. همه چیز را با گوشیاش تقسیم میکند، نه با من.» این همان «طلاق عاطفی» است که پژوهشها هم تأییدش میکنند.
نمونه سوم: پژوهش (۱۴۰۳) درباره صفحات مجازی و طلاق عاطفی
مطالعه جدیدتری (۱۴۰۳) نشان داد استفاده مداوم از صفحات مجازی، پیشبینیکننده مستقیم طلاق عاطفی است. وقتی پایبندی به روابط در دنیای مجازی بیشتر میشود، تعهد در زندگی واقعی کمتر میشود[۱۱].
مثلاً در یک مورد مشاورهای، خانمی میگفت همسرش ساعتها در لایوهای اینستاگرام حضور دارد و با افرادی که حتی نمیشناسد وقت میگذراند. احساس او این بود که «ازدواج ما دیگر دو نفره نیست، همیشه نفر سومی هم هست: گوشی».
عدل البرز: در جهان هم شواهد مشابه داریم؟
آقای رجبی: بله. یک مطالعه مشهور در Computers in Human Behavior بررسی کرد که در ایالتهای مختلف آمریکا، با افزایش ۲۰٪ ثبتنام در فیسبوک، نرخ طلاق بین ۲.۱۸٪ تا ۴.۳۲٪ بیشتر شد.
یعنی افزایش کاربران یک شبکه اجتماعی، با افزایش واقعی جدایی در جامعه همراه است[۱۲].
نمونه پنجم: دادههای بوستون و شیلی (کاهش خوشبختی)
تحقیقی مشترک در دانشگاه بوستون و دانشگاه کاتولیک شیلی نشان داد زمان زیاد در فیسبوک و توییتر، با کاهش خوشبختی زناشویی مرتبط است. زوجهایی که بیشتر آنلاین بودند، در زندگی مشترک کمتر احساس رضایت میکردند.
در کلینیک هم، ما نمونههایی داریم که زن یا مرد میگویند: «وقتی میبینم همسرم هر لحظه به لایکها یا پیامهای دیگران اهمیت میدهد، ارزش خودم در رابطه کم میشود.» این تجربه شخصی دقیقاً همان چیزی است که آمار علمی نشان میدهد[۱۳].
نمونه ششم: اثر توییتر بر تعارض زناشویی
مقالهای در Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking نشان داد کاربران فعال توییتر، بیشتر درگیر مشاجرات مرتبط با شبکه با همسرشان میشوند. حتی گاهی این اختلافها به خیانت یا جدایی منجر میشود[۱۴].
در نمونه ای زن جوانی میگفت: «همسرم شب تا صبح در توییتر با دیگران بحث میکند، و وقتی من چیزی میگویم، خسته و بیحوصله است. زندگی مشترکمان عملاً به حاشیه رفته».
نمونه هفتم: دادههای حقوقی (AAML)
از نظر حقوقی هم شواهد تکاندهنده است: ۷۰٪ وکلای طلاق در آمریکا گزارش دادهاند که شواهدشان را از شبکههای اجتماعی مثل فیسبوک گرفتهاند. حتی استفاده از اطلاعات گوشی موبایل در این پروندهها طی یک دهه تقریباً دو برابر شده است[۱۵].
این نشان میدهد آنچه در شبکهها میگذرد، مستقیماً به دادگاهها کشیده میشود.
عدل البرز: گاهی شنیدهایم که حتی حوادث تلخی هم رخ داده است.
آقای رجبی: درست است. پرونده «سانیا خان» یکی از این موارد است. دختری پاکستانی-آمریکایی که تجربه طلاق خود را در TikTok بازگو میکرد. او بارها درباره تابوهای فرهنگی و فشارهای اجتماعی حرف زد، اما در نهایت همسر سابقش او را در یک حادثه قتل-خودکشی به قتل رساند[۱۶].
این مورد نشان داد که ترکیب شبکههای اجتماعی، فرهنگ سنتی و مشکلات زناشویی میتواند به یک فاجعه ختم شود.
عدل البرز: جناب آقای رجبی از زمانی برای این مصاحبه اختصاص دادید کمال تشکر را داریم. در انتها خواهش می کنم جمع بندی خودتان را در خصوص مساله طلاق به خاطر شبکه های اجتماعی بفرمایید.
آقای رجبی: من هم از مجدد از شما بابت این گفتگو تشکر می کنم و برای جمع بندی خدمت شما و خوانندگان محترم عدل البرز عرض می کنم، همه شواهد از آمار ایران تا آمریکا، از پژوهشهای کمی تا مطالعات موردی و خبری یک پیام واحد دارند؛ وقتی شبکههای اجتماعی بدون مدیریت و فرهنگسازی وارد روابط خانوادگی میشوند، صمیمیت، اعتماد و رضایت زناشویی آسیب میبیند. این آسیب میتواند از طلاق عاطفی شروع شود، به طلاق قانونی برسد، و در موارد افراطی حتی به خشونت یا مرگ بینجامد.
منابع مورد استفاده در مصاحبه
- [۱] BioMed Central
- [۲] AddictionHelp.com, BrandWell
- [۳] ScienceDirect
- [۴] ScienceDirect
- [۵] Wikipedia
- [۶] News.com.au
- [۷] smri.world
- [۸] The Times, The Guardian
- [۹] Iran Typist
- [۱۰] journals.ihu.ac.ir
- [۱۱] Civilica
- [۱۲] McKinley Irvin
- [۱۳] Boston University
- [۱۴] TIME
- [۱۵] Slater & Zurz LLP.
- [۱۶] Wikipedia























