بیتردید، تلاقی بین چتباتهای هوش مصنوعی و تبلیغات دیجیتال یک حوزه جالب و پیچیده است. با پیشرفت فناوری هوش مصنوعی، نگرانیها درباره سوءاستفاده یا عواقب غیرمنتظرهای که ممکن است به وجود آید، وجود دارد. یکی از این نگرانیها، تولید محتوا با کیفیت پایین توسط هوش مصنوعی است که میتواند برندها را تحت تأثیر قرار دهد و منجر به افزایش وبسایتهای “بی کیفیت” شود.

به گزارش سرویس بین الملل پایگاه خبری عدل البرز به نقل از cybernews، در حال حاضر، هوش مصنوعی در مرکز توجه قرار دارد، صنایع را متحول می کند و ردپایی ماندگار در جامعه ای که ما می شناسیم، بر جای می گذارد. اما اگر از این فناوری دگرگونکننده سو استفاده شود، چه اتفاقی میافتد؟ اگر از هوش مصنوعی به نحوی نادرست استفاده شود، اینترنت پر از محتواهایی می شود که توسط هوش مصنوعی تولید می گردد. این محتواها ممکن است شامل اخبار جعلی، تبلیغات مخرب و یا پست های رسانههای اجتماعی منحرف باشد.
در این دنیای جدید، رباتها به عنوان ابزارهای هوش مصنوعی به کار گرفته میشوند تا محتوایی را تولید کنند که بهطور خودکار و بدون دخالت انسانی ساخته شده است. این محتواها به طور عمده در سایتهای کیفیت پایین قرار میگیرند که با استفاده از تبلیغات دیجیتال، درآمد زیادی را به خود اختصاص میدهند. با اینکه این روند همچنان ادامه دارد، اما بسیاری از برندها در مورد وابستگی و دخالت خود در این شبکه پیچیده اطلاعی ندارند.
برندها برای تبلیغ محصولات خود در اینترنت از یک سیستم خودکار به نام “تبلیغات برنامهریزیشده” (programmatic advertising) استفاده میکنند. در این سیستم، برنامههای کامپیوتری یا الگوریتمها تصمیم میگیرند که آگهیها را در کدام وبسایتها قرار دهند. این تصمیمات بر اساس محاسبات پیچیدهای صورت میگیرد که هدف آن جلب توجه حداکثری مشتریان می باشد. به همین دلیل، برخی از برندها ممکن است تبلیغات خود را در وبسایتهایی قرار دهند که در مورد آنها اطلاعات کاملی ندارند و کنترل انسانی در فرآیند انتخاب و نظارت بر این تبلیغات به حداقل میرسد.
در این رویکرد، میتوان آن را مانند ایجاد یک تور دریایی در نظر گرفت که هدف آن صید بیشترین تعداد ماهی می باشد، حتی اگر برخی از ماهیان در آبهایی قرار داشته باشند که اصلاً قصد صید آنها را نداشته باشیم.
حاکمیت الگوریتمی
بیش از ۱۴۰ برند جهانی درگیر این پدیده شدهاند، به طوری که هزینههای بزرگی برای تبلیغات در وبسایتهایی صورت میگیرد که محتواهای تولید شده در آنها به وسیله هوش مصنوعی ساخته شدهاند و به طور کلی کیفیت پایین دارند. برندها اغلب از وجود خود در این وبسایتها و حتی از نفوذ هوش مصنوعی در این محتواها آگاهی ندارند. این موضوع نگرانیهایی را درباره عدم کنترل برندها بر تبلیغاتشان و ناکارآمدی سیستمهای تبلیغاتی در فضای دیجیتال برانگیخته است.
گوگل، که به طور قاطعانه محتواهای “اتوماتیک و اسپم” را ممنوع کرده است، در عمل به طور گسترده به این تبلیغات خدمات میدهد. افزایش وبسایتهای خبری ناقص و ناامن که توسط هوش مصنوعی تولید میشوند، نگرانکننده است.
الگوریتم قدرتمندی که در پشت پرده تبلیغات برنامهنویسی شده، کنترل را در دست دارد و به صورت ناگهانی تصمیمهایی را میگیرد که تاثیر قابل توجهی بر روند تبلیغات و نمایش آنها دارد. این الگوریتم میتواند با تحلیل دقیق دادهها و الگوهای رفتار کاربران، تبلیغات را در مکانها و زمانهایی قرار دهد که احتمالاً بیشترین توجه کاربران را به خود جلب کند. این رویکرد بر اساس الگوریتمهای پیچیده و محاسباتی استوار می باشد که بر اساس اهداف و استراتژی تبلیغدهندهها تنظیم میشوند.
با پیشرفت تکنولوژی هوش مصنوعی، کسبوکارها با چالشها و ریسکهایی روبرو می شوند. آنها باید توانایی راهنمایی در استفاده از هوش مصنوعی را داشته باشند تا از تولید محتوای ناخواسته و اسپمی که توسط الگوریتمها تولید میشود، جلوگیری کنند. همچنین، آنها باید توانایی رقابت در یک منظومهی دیجیتالی که توسط الگوریتمها اداره می شود را داشته باشند. این موضوع به این معنی است که باید استراتژیها و رویکردهایی را برای استفاده از هوش مصنوعی به طور هوشمندانه و با اهداف مشخص تعیین کنند تا بهرهوری بالا و حفظ کیفیت و اعتبار محتوا را تضمین کنند.
مسئله تولید محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی و روشهای اسپم در تبلیغات دیجیتال مشکل جدیدی نیست. این مسئله در گذشته هم وجود داشته و با تکامل تکنولوژی، شکل جدیدی از خود را نشان میدهد. به عنوان مثال، در دهه ۲۰۰۰ میلادی، تولید محتوای با کیفیت پایین و پر از کلمات کلیدی به منظور بهبود رتبهبندی در موتورهای جستجو استفاده میشد. همین مشکل اکنون با استفاده از هوش مصنوعی و سیستمهای خودکار به شکلی پیچیدهتر و با قابلیت تولید محتوای بیشتر و گستردهتر ظاهر شده است.
در اوایل سال ۲۰۱۰، موتورهای جستجو تلاش کردند تا وبسایتهایی که توسط انسان تدارک دیده شده بودند، مانند ویکی پدیا و ردیت را در اولویت قرار دهند. این مسئله منجر به کاهش موقت در شیوع وبسایتهای بی کیفیت شد.
اما در طول زمان، ترکیبی از عوامل باعث بازگشت وبسایتهای بی کیفیت شده است. یکی از عوامل اصلی تکامل الگوریتمهای موتورهای جستجو می باشد. با توسعه موتورهای جستجو، آنها سعی کردند نتایج جستجوی شخصیسازی شده را بر اساس ترجیحات و رفتارهای کاربران فراهم کنند.
عامل دیگر درآمدزایی از طریق تبلیغات می باشد. شبکهها و پلتفرمهای تبلیغاتی امکان نمایش تعداد زیادی تبلیغ را برای وبسایتهایی با کیفیت پایین فراهم میکنند و درآمد آنها را براساس تعداد کلیکها و نمایشها محاسبه میکنند. این امر برای وبسایتهای بی کیفیت انگیزهای جهت نمایش تبلیغات بیشتر و افزایش درآمد به وجود میآورد.
بنابراین، با توجه به این عوامل، بازگشت ترافیک به وبسایتهای پر از تبلیغات اتفاق افتاده است.
پیشرفت هایی که در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین رخ داده است، توانایی ایجاد و انتشار متن تولید شده توسط هوش مصنوعی را در مقیاس بیسابقهای افزایش داده است. به عبارت دیگر، با استفاده از این ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تولید و انتشار محتوا به صورت خودکار ممکن شده است. این امر منجر به مخاطرات جدی در زمینه اخلاقی و اثرات سوء اجتماعی میشود.
با استفاده بیملاحظه از این ابزارها و عدم در نظر گرفتن تاثیرات اجتماعی آنها، ممکن است خسارات جدی به جامعه وارد شود.
تلاشهای صورت گرفته در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بدون شک منجر به ایجاد رباتهایی شده است که در تقلید از تعاملات انسانی بسیار موفقتر عمل میکنند. اما یک عامل مهم دیگر که در این موضوع نقش مهمی ایفا میکند، وجود خطوط مبهم بین تعامل انسانی و مشارکت رباتها می باشد.
شرکتهای بزرگ اینترنتی و پلتفرمهای تبلیغاتی نمیتوانند به تبلیغکنندگان بگویند که بخش قابل توجهی از تعاملات تبلیغاتی آنها در واقع توسط رباتها انجام میشود. این موضوع به معنای پذیرش وجود رباتها و عدم توانایی در تشخیص تمایز بین تعاملات انسانی و تعاملات رباتی میباشد.
این شرکتها به خاطر رقابتی که در صنعت تبلیغاتی برقرار است و همچنین حفظ اعتماد تبلیغکنندگان، تمایل دارند تا این نوع تعاملات را پنهان نگه دارند. این وضعیت باعث میشود خط بین تعاملات انسانی و رباتی مبهم بماند و تشخیص آنها برای کاربران و تبلیغکنندگان سختتر شود.
بنابراین، این عدم شفافیت و خطوط مبهم بین تعاملات انسانی و رباتی میتواند به شکست صحت و صداقت در تبلیغات منجر شود و نوعی نقض در شفافیت و اعتماد ما بین کاربران و تبلیغکنندگان تلقی شود.
شرکتها از دو راهبرد همزمان استفاده میکنند. ابتدا، آنها از دادههایی که از تعامل رباتها به دست میآید، برای آموزش الگوریتمهای رتبهبندی جستجو استفاده میکنند تا به تبلیغدهندگان این احساس را بدهند که تعاملی انسانی واقعی در حال رخ دادن است. در راهبرد دوم، کاربران واقعی را به سمت وبسایتهای پر از تبلیغات هدایت میکنند. این عمل باعث شکل گیری یک پیشبینی خودآگاه میشود که ترافیک انسانی افزایش یافته، نرخ کلیک رباتها هم افزایش می یابد و یک اکوسیستم عجیب و غریب ایجاد می شود که در آن انسانها و رباتها در یک چرخه قرار می گیرند و همه اینها تحت نظارت الگوریتم قدرتمندی می باشد.
وضعیت نگرانکننده ارتباط همزیستی بین انسانها و رباتها تنها یک بخش کوچک از چالشهایی است که در مورد وضعیت فعلی اینترنت و جهتگیری آن در آینده مطرح میشود. هرچه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بیشتر پیشرفت کنند، مرزهای میان تعامل انسانی و تعاملهای تولیدشده توسط رباتها مبهم خواهد شد و ما را به سمت مشکلات پیچیدهتری سوق میدهند.
چرا هوش مصنوعی مسئولیتپذیر برای آینده محتوای آنلاین بسیار حیاتی می باشد؟
در آینده، حفظ مسئولیتپذیری هوش مصنوعی برای محتوای آنلاین بسیار حیاتی است. در حال حاضر، برخی از وبسایتها با استفاده از هوش مصنوعی و تولید محتوای کم کیفیت و پر از تبلیغات، سود خود را به دست میآورند. اما برای بقای این وبسایتها، نیازمند جلب ترافیک انسانی هستند. به همین دلیل، حفظ استانداردها و اصول اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی و تولید محتوای آن به منظور ارائه محتوای با کیفیت و اعتمادبخش به کاربران، بسیار اهمیت دارد. در غیر اینصورت، ما در معرض خطر از بین رفتن اعتماد عمومی، خراب شدن اینترنت به عنوان یک منبع اطلاعات موثق و نقض حقوق کاربران قرار میگیریم.
تبلیغات برنامهریزی شده، نقشی حیاتی در اقتصاد گسترده اینترنت ایفا میکنند. این تبلیغات به کسبوکارها امکان میدهند تا به مخاطبان در مقیاس بزرگی دسترسی یابند. اما به همراه این قابلیت، وبسایتهای بیهوده نیز به راحتی میتوانند رشد کنند. بدون تبلیغات برنامهریزی شده، تبلیغات بیارتباط و بیاهمیت به ما نمایش داده خواهند شد، کیفیت محتوا و خدمات به شدت کاهش خواهد یافت و احتمال ایجاد محدودیتهای پرداختی بیشتر خواهد شد. معضلی که در برابر آن قرار داریم، تجزیه و تحلیل سیستم تبلیغات برنامهریزی شده یا نگرانی از اینکه الگوریتمهای هوش مصنوعی آیندهمان را پیشبینی خواهند کرد نیست، بلکه پیدا کردن روش های استفاده مسئولانه و مؤثر از این فناوری مهم می باشد. تمرکز باید بر روی ایجاد تدابیری باشد که جریان اطلاعات نادرست را مهار کند و اطمینان حاصل شود که محتوای ارائه شده به مخاطبان اصلی و قابل اعتماد می باشد. اما اینکه کدام خبر جعلی ست و کدام یک جعلی نیست، مسئله پیچیده ای ست که نیازمند بررسی، تحلیل دقیق و تعیین استانداردهای مشخص می باشد.
پایان پیام/





















