به گزارش سرویس بین الملل پایگاه خبری عدل البرز به نقل از CNBC، در حال حاضر، این که آیا هوش مصنوعی بر نحوه کار ما تأثیر می گذارد یا خیر، مسئله نیست بلکه این که چگونه و چه زمانی این اتفاق می افتد، مهم می باشد. با این که بسیاری از رهبران بر روی این که چگونه اتوماسیون می تواند فرآیندهای مهم کسب و کار و تجربه کارمندان را بهبود ببخشد، تمرکز دارند، اما این روند تنها اولین روند از نحوه تغییر هوش مصنوعی در کار می باشد. یکی از نویدبخش ترین و نادیده گرفته شده ترین زمینه هایی که می تواند تاثیر زیادی بر سازمان ها و کارکنان داشته باشد، فضای یادگیری و توسعه می باشد.
با استفاده از هوش مصنوعی به شیوهای مرتبط، قابل اعتماد و مسئولانه، سازمانها میتوانند کارکنان را با فرصتهای یادگیری فردی توانمند کنند، پتانسیلهایشان را آزاد کنند و محل کار متنوعتر و عادلانهتری ایجاد کنند.
ایجاد فرصت های جدید
حتی با این که هوش مصنوعی به بخش اصلی در زندگی روزمره ما تبدیل شده، اما مردم همچنان بزرگترین دارایی یک سازمان هستند. در واقع این مردم هستند که نوآوری را هدایت می کنند و شرکت ها را قادر به رقابت و رشد می کنند. با توجه به سرعت سریع تغییرات و شکاف مهارتی که امروزه همه سازمان ها با آن مواجه هستند، تمرکز بر ارتقای مهارت و مهارت مجدد کارکنان باید از اولویت های اصلی کسب و کار برای ایجاد سازمانی عادلانه تر و پایدارتر در حال حاضر و در آینده باشد.
اما وقتی نوبت به یادگیری مهارتهای جدید میرسد، هیچ رویکردی برای همه وجود ندارد و اینجاست که فناوری هوش مصنوعی میتواند تأثیر زیادی بر افراد با تواناییهای یادگیری متفاوت داشته باشد. برای مثال، یک فرد دارای عملکرد ذهنی و عصبی متفاوت را در نظر بگیرید. با هوش مصنوعی، ترجیحات یادگیری و الگوهای رفتاری آنها می تواند برای ایجاد یک تجربه یادگیری استفاده شود که تعامل و درک آنها را از طریق محتوا، ساختار و سرعتی که به بهترین وجه نیازهای آنها را برآورده می کند، بهینه می کند. پلتفرمهای یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند محتوای یادگیری تعاملی را تولید کنند که سبک یادگیری منحصربهفرد آنها را برآورده میکند و به آنها کمک میکند که تمرکز و تعامل را بدون تحت تأثیر قرار دادن شان حفظ کنند. یا برای افراد کم شنوا، فناوری تشخیص خودکار گفتار میتواند کلمات گفته شده را در حین ارائه به شرح یا زیرنویس تبدیل کند و پیگیری و درک را برای آنها آسانتر کند. فرصتها برای بهینهسازی و ایجاد انقلابی در نحوه یادگیری بهتر افراد به ظاهر بیپایان می باشد.
تأثیری که این تجارب یادگیری فردی میتواند هم بر کارکنان و هم بر سازمانها داشته باشد، بسیار زیاد می باشد، بهویژه زمانی که صحبت از تأثیر قابلاندازهگیری بر تنوع، برابری و شمول (DEI) و ایجاد محیط کاری میشود که در آن افراد احساس میکنند دیده میشوند و احساس تعلق دارند. یعنی کارمندان درگیر و توانمندتر برای یادگیری روش هایی هستند که بهترین کارایی را برای آنها دارد. در عین حال، سازمانها میتوانند بهتر نیازهای متنوع نیروی کار خود را برآورده کنند، اطمینان حاصل کنند که همه به فرصتهای یکسان دسترسی دارند، و مسیرهایی جهت اشتغال برای افرادی ایجاد کنند که ممکن است قبلاً حذف شده باشند.
همچنان که هوش مصنوعی به پیشرفت خود ادامه می دهد، سازمان ها هم می توانند از بینش های موجود برای کشف نقاط قوت پنهان در نیروی کار خود استفاده کنند. این روند می تواند با اتصال کارکنان به فرصت های جدید که مطابق با نقاط قوت شخصی و نیازهای کسب و کار می باشد، پتانسیل آنها را تعیین کند. به عنوان مثال، یک سازمان می تواند بفهمد که آیا کسی مهارت های طراحی یا توسعه وب خود را ایجاد کرده است و آنها را به عنوان کاندیدای یک نقش یا پروژه جدید معرفی کند. با آشکارسازی این «مهارتهای استنباطشده»، سازمانها میتوانند شکافهای مهارتهای حیاتی را پر کنند و با در نظر گرفتن مهارتها، علایق، ترجیحات و سبکهای کاری منحصربهفرد کارکنان، تجربه کاری معنادارتری برای کارکنان ایجاد کنند.
البته، برای بهرهمندی از مزایای هوش مصنوعی، همیشه باید از روشهایی استفاده شود که مرتبط، قابل اعتماد و مسئولیتپذیر باشد، اطمینان حاصل شود که شفاف می باشد، به الزامات نظارتی پایبند می باشد، از جانبداری اجتناب میکند و به حریم خصوصی دادههای حساس احترام میگذارد.
ایجاد آینده کاری قابل پیشرفت
همانطور که مکانیزاسیون و اتوماسیون در طول انقلاب صنعتی پیشرفتهای تکنولوژیکی را افزایش داد، فرصتهای جدیدی را ایجاد کرد و اساساً روش کار مردم را تغییر داد، انقلاب هوش مصنوعی امروز فرصت های جدیدی را در اختیار سازمانها و کارکنان تقریباً در هر صنعتی قرار می دهد. بر اساس برآوردها ۴۳ درصد از وظایف کاری تا سال ۲۰۲۷ به صورت خودکار انجام می شود و کارمندان بیش از هر زمان دیگری زمان برای یادگیری، توسعه و انجام کارهایی که برای آنها اهمیت دارد، خواهند داشت.
کارمندان زمانی احساس تعلق می کنند که تجربه کارمندی عالی داشته باشند، نیازهایشان برآورده شود و بتوانند در یک سازمان یاد بگیرند و رشد کنند. این امر باعث تعامل بیشتر می شود و در نهایت مجموعه متنوع تری از دیدگاه ها را فراهم می آورد. نیروی کار متنوع، متعهد و توانمند، سازمانی نوآور را هدایت میکند که میتواند به راحتی چالشها را حل کند، با تغییرات سریع همگام شود و نتایج کسبوکار بهتری ایجاد کند.
در ماهها و سالهای آینده، هوش مصنوعی (AI) به تعیین معیاری برای یک کسبوکار عادلانه و آماده برای آینده کمک خواهد کرد که در آن هم سازمان و هم کارمندانشان میتوانند به حداکثر توانایی خود دست یابند.
پایان پیام/
بیشتر بخوانید: غوغای هوش مصنوعی در حوزه مشاغل





















