نقش آموزش حقوق شهروندی در پیشگیری از بزهکاری و آسیبهای اجتماعی
گفتوگوی پایگاه خبری حقوقی «عدل البرز» با دکتر امیر طیبی
نقش آموزش حقوق شهروندی در پیشگیری از بزهکاری و آسیبهای اجتماعی در سالهای اخیر، اهمیت حقوق شهروندی در جامعه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از کارشناسان معتقدند آگاهی عمومی نسبت به این حقوق، نقشی کلیدی در کاهش آسیبهای اجتماعی و پیشگیری از بزهکاری دارد. در همین راستا، پایگاه خبری حقوقی «عدل البرز» گفتوگویی با دکتر امیر طیبی، جامعهشناس و آسیبشناس اجتماعی انجام داده است. وی در این مصاحبه به تبیین تفاوت نگاه حقوقی و جامعهشناسانه به مفهوم شهروندی، سیر تحول تاریخی آن، ابعاد فرهنگی–اجتماعی و نقش آموزش حقوق شهروندی در کاهش آسیبهای اجتماعی پرداخته است.
سؤال ۱: آقای دکتر، تفاوت نگاه حقوقی و جامعهشناسانه به مفهوم «شهروند» در چیست؟
در نگاه حقوقی، شهروند به عنوان فردی تعریف میشود که با اطلاق این عنوان، از مجموعهای از حقوق و تکالیف قانونی برخوردار میشود. اما در نگاه جامعهشناسانه، شهروندی فراتر از یک وضعیت حقوقی منفعل است. در این دیدگاه، شهروندی نوعی کنش اجتماعی فعالانه محسوب میشود که علاوه بر حقوق و تکالیف قانونی، به ابعاد اجتماعی و فرهنگی و به رسمیت شناخته شدن توسط دیگر اعضای جامعه نیز وابسته است.
«شهروندی صرفاً یک وضعیت حقوقی منفعل نیست، بلکه نوعی کنش اجتماعی فعالانه است.»

سؤال ۲: بر اساس نگاه جامعهشناسانه، شما به شاخصهایی اشاره کردهاید که مفهوم شهروندی را از صرف یک تعریف حقوقی فراتر میبرد. این شاخصها کداماند و چگونه در طول تاریخ شکل گرفتهاند؟
مفهوم شهروندی را میتوان با چهار شاخص توضیح داد:
- برابری در مقابل قانون و آزادیهای اساسی،
- . مشارکت در تصمیمگیریها و قدرت سیاسی،
- برخورداری حداقلی از رفاه اجتماعی،
- پذیرفته شدن در جمع ملیت و جامعه مقصد.
این شاخصها در طول تاریخ تکامل یافتهاند: در قرن هجدهم برابری در مقابل قانون، در قرن نوزدهم مشارکت سیاسی، در قرن بیستم رفاه اجتماعی و در دورههای متأخر به رسمیت شناخته شدن اجتماعی و فرهنگی اضافه شد. این بُعد آخر بیشترین تفاوت را میان نگاه صرفاً حقوقی و نگاه جامعهشناسانه ایجاد میکند.
«تعریف شهروندی در قرن هجدهم با برابری در قانون آغاز شد و امروز با به رسمیت شناخته شدن اجتماعی تکامل یافته است.»
سؤال ۳: چرا در این نگاه، شهروندی یک «کنش اجتماعی فعال» محسوب میشود و نه صرفاً یک وضعیت حقوقی منفعل؟
زیرا شهروندی تنها با داشتن اسناد قانونی یا کارت شناسایی معنا پیدا نمیکند. ممکن است فردی از نظر حقوقی شهروند باشد، اما در عمل و از نگاه جامعه، به دلیل رنگ پوست، مذهب یا نوع تفکر، «شهروند درجه دوم» تلقی شود. بنابراین شهروندی واقعی زمانی محقق میشود که فرد علاوه بر حقوق قانونی، در جامعه نیز به رسمیت شناخته شود. به همین دلیل، شهروندی یک فرآیند پویا و نیازمند کنش و تعامل اجتماعی است.
«ممکن است فردی از نظر قانونی شهروند باشد، اما در جامعه همچنان بهعنوان شهروند درجه دوم شناخته شود.»
سؤال ۴: با توجه به تحولات امروز و موضوع مهاجرت، مفهوم «شهروندی فرهنگی–اجتماعی» چه جایگاهی دارد؟
در شرایط امروز که مهاجرت گستردهتر شده، تعریف صرفاً حقوقی از شهروندی کافی نیست. یک مهاجر ممکن است تابعیت یا پاسپورت کشور مقصد را داشته باشد، اما اگر در سطح اجتماعی پذیرفته نشود، همچنان «بیگانه» باقی میماند. برای مثال، فردی ممکن است به دلیل رنگ پوست یا دینش با تبعیض مواجه شود. بنابراین شهروندی باید در سطح فرهنگی و اجتماعی نیز تحقق یابد. این تعریف بهویژه در جوامع چندفرهنگی مدرن اهمیت دارد، زیرا انسجام اجتماعی تنها با پذیرش متقابل و برابری واقعی امکانپذیر است.
«داشتن پاسپورت یا تابعیت به تنهایی کافی نیست؛ شهروندی واقعی زمانی محقق میشود که فرد در جامعه نیز پذیرفته شود.»
سؤال ۵: رابطه شهروندی با مفاهیم «قومیت»، «امت» و «طبقه اجتماعی» چگونه تبیین میشود؟
قومیت بر پایه نژاد و اسطورههای تاریخی شکل میگیرد و امت ریشه در باورهای مذهبی دارد. این دو چارچوبهای نسبتاً ثابت و تغییرناپذیر دارند. اما شهروندی برخلاف آنها، مبتنی بر ارزشها و هنجارهایی است که اعضای جامعه بهطور جمعی تعیین میکنند و میتوانند تغییر دهند.
در ارتباط با طبقه اجتماعی، اصول شهروندی اقتضا میکند که برابری در قانون و عدالت اجتماعی مانع از تبعیض طبقاتی شود. هرچند در عمل، طبقه اجتماعی هنوز میتواند بر میزان پذیرش یا رد شدن افراد در جامعه اثر بگذارد، بهویژه در بُعد فرهنگی–اجتماعی شهروندی.
«برخلاف قومیت و امت که چارچوبهای ثابت دارند، شهروندی بر ارزشها و هنجارهای جمعی و قابل تغییر استوار است.»
سؤال ۶: نقش آموزش حقوق شهروندی در پیشگیری از بزهکاری و آسیبهای اجتماعی چیست؟
آموزش حقوق شهروندی نقش مهمی در پیشگیری دارد. وقتی افراد بدانند چه حقوق و تکالیفی دارند، هم آگاهیشان افزایش مییابد و هم مسئولیتپذیرتر میشوند. این آگاهی میتواند از بسیاری تضادها، تبعیضها و بزهکاریها جلوگیری کند. حقوق شهروندی تنها برای دفاع در برابر دولت نیست، بلکه برای تنظیم روابط اجتماعی بین افراد نیز اهمیت دارد. بنابراین آموزش آن به تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک خواهد کرد.
«آموزش حقوق شهروندی میتواند آگاهی و مسئولیتپذیری افراد را افزایش دهد و از بزهکاری جلوگیری کند.»
جمعبندی پایانی
آنچه از گفتوگو برمیآید این است که شهروندی تنها یک مفهوم حقوقی نیست، بلکه مفهومی اجتماعی و فرهنگی است که بر پایه مشارکت، عدالت، برابری و به رسمیت شناخته شدن در جامعه شکل میگیرد. به باور دکتر طیبی، آموزش حقوق شهروندی ضرورتی عملی برای تقویت انسجام اجتماعی و پیشگیری از بزهکاری در جامعه امروز است.





















