انفجار گذشت، اما زخم خسارتها تازه است
انفجار گذشت، اما زخم خسارتها تازه است به گزارش پایگاه خبری عدل البرز، روز ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴، روزی خونین در تقویم کشورمان ثبت شد. در میان بهت و ناباوری، خبر ترور دانشمندان و فرماندهان نظامی، و شهادت مردم عادی در رسانهها منتشر شد
اما در استان البرز، در همسایگی پایتخت، زندگی تسلیم ترس نشد. البرز نفس کشید و مردمانش مصمم ماندند که چرخ زندگی را با دستان خود بچرخانند.کرجی ها دوم تیر ماه ۱۴۰۴ را از زیاد نمی برد آن روز مردم به زندگی روزمره خود مشغول بودند که با صدای انفجار دشمن مواجهه شدند حوالی پیش از ظهر، انفجاری مهیب در نزدیکی میدان سپاه کرج رخ داد؛ انفجاری که هدف آن مقر سپاه امام حسن مجتبی(ع) بود اما شعاع ویرانیاش تا خیابان هجرت کشیده شد و زندگی دهها خانواده عادی را در هم شکست.
در این حادثه، رمضانعلی چوبداری، مسئول روابط عمومی سپاه البرز، به شهادت رسید. او پدری بود که سه پسر داشت و سالها در آرزوی دختر بود؛ دختری که چند روز پس از شهادتش به دنیا آمد و هرگز آغوش پدر را تجربه نکرد. شهادت او در کنار ۴۰ نفر دیگر، تصویری از فداکاری و در عین حال مظلومیت مردم البرز در این روز خونین به جا گذاشت.
کسبه در میان شیشههای خرد شده و مغازههای سوخته
انفجار، نبض خیابان هجرت را از حرکت انداخت. شیشههای سوپرمارکت محله خرد شد و اجناس فاسد شد. صاحب مغازه که خود و همسرش نیز زخمی شدند، میگوید:«برای تعمیر ماشین خودم ۳۰ میلیون و برای ماشین پدر همسرم ۶۰ میلیون خرج کردیم. اما هنوز هیچ نهادی پاسخگو نیست.»

چند قدم آنطرفتر، دفتر فنی مهندسی بر اثر حمله تخریب شد . مالک دفتر که از ناحیه کمر آسیب دید و خودروی دنایش بهشدت تخریب شد، از بلاتکلیفی میگوید:«دولت خسارت خودرویم را ۴۰۰ میلیون تومان برآورد کرد، اما هنوز ریالی پرداخت نشده. بیمه بدنه هم که داشتم، باید ۱۵ درصد پرداخت میکرد، اما شرکت بیمه ایران هم میگوید چیزی برای ما واریز نشده است.»

مغازه تأسیسات و شوفاژ نیز به تلی از خاکستر تبدیل شد. صاحب مغازه میگوید:« خسارت من را چهار میلیارد تومان برآورد کردند خانهام را تا حدودی خسارت دادند، اما برای مغازهام که خسارت دیده هنوز هیچ پولی دریافت نکردم. پژو ۲۰۶ برادرزادهام هم صدمه دید و ۵۰ میلیون خرج روی دستش گذاشت.»
زخمهای جسمی و هزینههای درمانی
آسیبها تنها به اموال ختم نشد. بسیاری از کسبه و خانوادههایشان هنوز با درد جراحتهای آن روز دستوپنجه نرم میکنند.
صاحب سوپرمارکت میگوید:«همسرم دستش در آتل است و من هم از ناحیه کمر و کتف زخم ترکش دارم. تمام هزینههای درمان را از جیب خودمان پرداخت کردیم. فرمانداری فقط گفت فاکتورهای مهرشده را بیاورید، اما تا امروز هیچ خسارت جانی پرداخت نشده است.»
صاحب دفتر فنی مهندسی نیز از پاسکاری اداری گلایه دارد:«برای پرونده درمانی بین پزشکی قانونی و ادارات مختلف سرگردان شدم. حتی فرماندار معرفینامه داد، اما پزشک معتمد نپذیرفت. در نهایت، فیزیوتراپی و داروها را از جیب خودم تأمین کردم.»
ابهام در پرداخت خسارتها
با گذشت بیش از سه ماه از حادثه، هنوز وضعیت جبران خسارتها مشخص نیست. به گفته صاحب سوپر مارکتی تنها مبلغی علیالحساب برای برخی تعمیرات پرداخت شده و استانداری نیز رقمی محدود (۶۰ میلیون تومان) به کسبه های سر نبش که خسارت دیدند تخصیص داده است. اتاق بازرگانی، اصناف و بنیاد برکت بازدیدهایی انجام دادهاند اما نتیجه عملی آن، به گفته اهالی، ملموس نبوده است.
وی ادامه داد:«به ما گفتند خسارتها یا بهصورت وام یا بلاعوض پرداخت میشود. بنیاد برکت قول داد در یک هفته خسارتها را بدهد. حالا ۹۰ روز گذشته و هنوز خبری نیست.»
پیگیری خسارتها؛ امید و بلاتکلیفی
با گذشت بیش از سه ماه از انفجار ۲۳ خرداد، کسبه و ساکنان خیابان هجرت هنوز چشمانتظار جبران خسارتهایشان هستند. در پایان شهریور ماه، آنان برای پیگیری خسارتها به فرمانداری مراجعه کردند و فرماندار وعده پیگیری داد. شرکت بیمه ایران نیز شماره حساب افراد خسارتدیده برای پرداخت خسارت خودروها دریافت کرد، اما هنوز خسارت مستقیم اتومبیلها به حساب خسارت دیده ها واریز نشده است و افت قیمت خودروها و سایر خسارتها همچنان نادیده گرفته شده است.

یک خیابان، دهها روایت از درد و صبر
خیابان هجرت، امروز همچنان ایستاده اما زخمخورده است. شیشههای نو جای شیشههای شکسته را گرفتهاند، مغازهها دوباره باز شدهاند، اما زیر پوست شهر، رنج و بیاعتمادی باقی مانده است.
مردم این محله، که روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ داغدار عزیزان و خانه و مغازههایشان شدند، امروز بیش از هر چیز، منتظر صدای پاسخگویی و اقدام عملی مسئولان برای جبران خسارتها هستند.





















